آزمون های روانی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: غلامحیدر نیکخو - ۱۳٩۳/۱٢/۱٥

آزمون رضایت زناشویی

تهیه : غلامحیدر نیکخو

جهت نمره نمره گذاری با nikkhou2010@gmail.com مکاتبه کنید

 

20-

نمره کل

نمره ب

منهای

نمره الف

 

 

-

 

سئوالات گروه الف – بعد مثبت رضایت زناشویی

–  خیلی زیاد(3)،زیاد(2)، کم(1) و خیر (صفر) نمره گذاری کنید

1) از اینکه ازدواج کرده ام خوشحالم.

2) من جزئی از زندگی همسرم هستم.

3) همسرم به احساساتم اهمیت می دهد.

4) همسرم بهترین دوست من است

5) به عقایدیکدیگراحترام می گذاریم.

6) همسرم به حرف هایم اهمیت می دهد.

7) درزندگی زناشویی ماعشق زیادی به چشم می
خورد.

8) دوست دارم تمام وقتم راباهمسرم بگذرانم.

9) مابرای هم دوستان خوبی هستیم.

10) همسرم به گفته های من اهمیت می دهد.

11) حتی درسختی هاهم باهم همدل هستیم.

12) من برای همسرم جذابم.

13) من واقعاً عاشق همسرم هستم.

14) همسرم خصوصیات قابل تحسینی دارد.

15) احساس می کنم من وهمسرم «ما»هستیم نه«من»

   16) ماعقایدوارزش های مشترکی داریم.

   17) همسرم مرا به همه ترجیح میدهد.

   18) خانه محل آرامش واستراحت من است.

   19) به ازدواجم افتخارمی کنم.

   20) ما واقعاً یگدیگر را دوست داریم.

سئوالات گروه ب – بعد منفی-   خیلی زیاد(3)،زیاد(2)، کم(1) و خیر (صفر) نمره گذاری کنید

1) از اینکه ازدواج کردام خوشحال نیستم.

   2) زندگی ماخیلی ازهم جداست.

   3) اعتقادات وارزش های بسیارمتفاوتی داریم.

   4) من وهمسرم«ما»نیستیم. وبه اواعتمادندارم.

   5) وقتی واردخانه می شوم فشارهای روانی ام بیشترمی شود.

   6) ازدواج آن طورکه تصورمی کردم نبود.

   7) نابرابری های زندگی زناشویی مازیاداست.

   8) من وهمسرم مشکلات  ارتباطی
شدیدی داریم.

   9) مشکلاتمان خیلی   عمیق وعذاب
آورند.

   10) فرصت چندانی برای لذت بردن اززندگی مشترکمان نداریم.

   11) خیلی کم به یکدیگراحترام می گذاریم.

   12) مطمئن نیستمیکدیگررادوست داشته باشیم.

   13) برای بعضی ازکارهای همسرم هیچ ارزشی قائلنیستم.

   14) گاهی همسرم خیلی ازخودراضی می شود.

   15) احساس میکنم رفتارهای همسرم خیلی احمقانه اند.

   16) ازنظرات همسرم بیزارم.

  17) گاهی همسرم خیلی احمق می شود.

   18) گاهی رفتارهمسرمواقعاً اشتباه است.

   19) وقتی اینقدربی لیاقت است نمی توانم دوستش داشته باشم.

   20) گاهی همسرم خیلی خودخواه می شود.

 

نویسنده: غلامحیدر نیکخو - ۱۳٩۳/۱٢/۱۳
Harter's classroom affect and motivational scale
پاسخ آزمودنی ها در یک طیف 5 درجه ای لیکرت ( 1= هیچ وقت الی 5= تقریبا همیشه) ثیت می شود.
1-      در کلاس سوال می کنم زیرا می خواهم چیزهای جدیدی یاد بگیرم .
2-      دوست دارم بفهمم چطور می توانم کارهای درسی ام را بدون کمک دیگران انجام دهم.
3-      علاقه ندارم راه حل مسائل دشوار را پیدا کنم.
4-      من برای این درس می خوانم که معلم می خواهد.
5-      وقتی چیزی را زود نمی فهمم از معلم می خواهم جواب را به من بگوید.
6-      دوست دارم در مدرسه تا می توانم یاد بگیرم
7-      من تمرین و کارهای اضافی می کنم چون درباره مطالب مورد علاقه ام می توانم چیزهایی یاد بگیرم.
8-      وقتی بعضی از مطالب را فورا نمی فهمم ترجیح می دهم آن ها را با تلاش خودم بفهمم.
9-      می خواهم فقط چیزهایی را در مدرسه یاد بگیرم که مجبورم.
10-   کارهای مدرسه را چون معلم می گوید انجام می دهم.
11-   میل دارم از معلم بخواهم در تکالیفم به من کمک کند.
12-   دوست دارم سراغ تکالیف تازه ای که مشکل تر است بروم.
13-   برای این مطالب را می خوانم که به موضوع آن ها علاقه دارم.
14-   وقتی اشتباهی می کنم دلم می خواهد خودم پاسخ درست را پیدا کنم.
15-   تکالیف دشوار را دوست ندارم چون مجبورم سخت کار کنم.
16-   روی مساله ها به این خاطر کار می کنم که مجبور هستم.
17-   وقتی اشتباهی می کنم دوست دارم از معلم بپرسم چگونه جواب درست را پیدا کنم.
18-   آن مطالبی را بیشتر دوست دارم که حل کردن آن ها مرا سخت به فکر کردن وادار می کند.
19-   کارهای درسی را برای این انجام می دهم تا مطالب زیادی که می خواهم بفهمم پیدا کنم.
20-   اگر در مساله ای به مشکل برخورد کنم تلاش می کنم تا خودم آن را حل کنم.
21-   من کار آسان را دوست دارم تا مطمئن باشم می توانم آن را انجام دهم.
22-   من از معلم سوال می کنم چون می خواهم به من توجه کند.
23-   اگر در مساله ای به مشکل برخورد کنم از معلم تقاضای کمک می کنم.
24-   من مسائل دشوار را دوست دارم چون از حل آن ها لذت می برم.
25-   من واقعا سخت کار می کنم چون می خواهم چیزهای جدیدتری یاد بگیرم.
26-   مایلم تکالیفم را بدون کمک دیگران انجام دهم.
27-   دوست دارم به تکالیفی بپردازم که نسبتا آسان است.
28-   دلم می خواهد در برنامه ریزی کارهای بعدی معلم به من کمک کند.
29-   به تکالیف دشوار درسی علاقه دارم چون جالب ترند.
30-   روی مساله ها کار می کنم تا یاد بگیرم چگونه باید آن ها را حل کنم.
31-   درس هایی را دوست دارم که یادگیری جواب آن ها نسبتا آسان است.
32-   دلم می خواهد از معلم بپرسم چگونه باید تکالیف درسی را انجام داد.
33-   به کارهای سخت علاقه دارم چون توانایی های خودم را می توانم آزمایش کنم.
نویسنده: غلامحیدر نیکخو - ۱۳٩۳/۱٢/۱۳
لطفا به هریک از سوال های زیر پاسخ" بله" یا " خیر" بدهید. اگر به هر دلیلی پاسخ دادن را غیر ممکن دیدید، گزینه نمی دانم را انتخاب کنید ، سریع پاسخ دهید و زیاد نگران معنای دقیق سوال ها نباشید. هیچ پاسخ صحیح یا غلطی وجود ندارد و هیچ یک از سوالها پیچیده نیست.
1.     اگر در نظر داشتید تغییر شغل دهید، درآمد عامل مهمی برایتان محسوب می شد؟
2.     پارک کردن در جایی که احتمال جریمه شدن وجود دارد، برایتان بی اهمیت است؟
3.     اگرگلو داشته باشید، تا زمانی که بهتر شود، از صحبت کردن اجتناب می کنید؟
4.     اگر قبول کرده بودید که دریک گروه موسیقی شرکت کنید، حتی با این که در تمرین ها بازخوردهای نامطلوبی دریافت می کردید، کارتان را ادامه می دادید؟
5.     اگرچیزی خلاف میل تان باشد، تمایل دارید با صدای بلند فحش دهید؟
6.     اگربا یک حیوان خطرناک م.اجه می شدید، می توانستید آرام و بی حرکت بمانید؟
7.     قبول دارید که چیزهای زیادی، بسیار مهم تر از پول در زندگی وجود دارند؟
8.     برای معاینه ها و آزمایش های منظم به پزشک مراجعه می کنید؟
9.     اگر مچ پایتان پیچ می خورد، به راه رفتن مثل همیشه ادامه می دادیدو درد را نادیده می گرفتید؟
10.اگر به نظر برسد دیگران علاقه ای به شما ندارند، ترجیح می دهیداز معاشرت با آنها اجتناب کنید؟
11.به طور کلی ، اگر رویدادها برخلاف میل شما باشند، آرام و راحت می مانید؟
12.اگر غذایی را که در رستوران سفارش داده بودید به کندی آورده می شد، احتمالا بلند می شدید و آنجا را ترک می کردید؟
13.برای شما گذشتن از مقابل رستورانی که غذای مورد علاقه تان را دارد، هرچند گرسنه نباشید، مشکل است؟
14.صبر می کنید تا ماشین یا وسایلتان، قبل از معاینه کردن و تعمیرات مورد نیازشان خراب شوند؟
15.گاهی قرارهای ناخوشایند مانند قرار با دندانپزشک را فراموش می کنید؟
16.اگر فرد بسیار جذابی را می دیدید، به تلاش خود برای آشنایی با او ادامه می دادید، حتی اگر به نظرتان سرد و بی اعتنا می رسید؟
17.اگر گلو درد داشتید، فقط برای لج کردن با آن با صدای بلند فریاد می زدید؟
18.اگر فردی در قرار ملاقات با شما تاخیر کند، صبورانه منتظرش می مانید؟
19.اگر رژیم غذایی داشتید، به راحتی می توانستید غذای بسیار دلخواهتان را که به شما تعارف می شد، رد کنید؟
20.اگر بارندگی پیش بینی شده باشد، به خاطر می سپارید هنگام بیرون رفتن چتر یا بارانی ببرید؟
21.اگر به فوریت های دندانپزشکی نیاز داشتید، به جای به تعویق انداختن ، آن را به سرعت انجام می دادید؟
22.اگر دو سه بار در یک مسیر با ترافیک سنگین مواجه شده بودید، می توانستید مطمئن باشید که بعدا آن مسیر را انتخاب نمی کنید؟
23.اگر گلو درد عفونی داشتید، تا آنجا که ممکن بود از صحبت کردن پرهیز می کردید؟
24.اگر در ساختمانی بودید که ناگهان به خاطر زمین لرزه شروع به لرزش می کرد، وحشت زده شده و باعجله خارج می شدید؟
25.می توانید بگویید که مستعد اعتیاد هستید، حتی اگر فقط موارد ساده ای مانند سیگار، شکلات ، چای یا بستنی باشد؟
26.اغلب اوقات برای مواجهه با هوای بد ، آماده نیستید؟
27.تاکنون ، زمانی که در یک جلسه امتحان مهم نشسته اید ، ذهنتان خالی شده است؟
28.اگر کوتاه ترین مسیر به محل کارتان قبلا برای تعمیر مسدود شده بود، به این امید که تعمیر تمام شده است ، دوباره آن مسیر را امتحان می کردید؟
29.اگر کسی شما را می زد، بدون شک شما نیز بی درنگ او را می زدید؟
30.اگر زندگیتان به وسیله آتش سوزی جنگل در معرض خطر قرار می گرفت ، می توانستید کنترل خود را حفظ کرده و تفکر درستی داشته باشید؟
31.به نظرتان ، مقاومت کردن در برابر شکل گیری عادت هایی که فکر می کنید احتمالا برای سلامتی تان مضر هستند ، آسان است؟
32.هنگامی که دانش آموز بودید، در انجام دادن هر تکلیفی که از شما خواسته می شد، با دقت بودید؟
33.در موقعیت استرس زای امتحان ، مطابق با سطح توانایی معمول تان عمل می کنید؟
34.از افتتاح حساب هاب پس انداز قرض الحسنه خودداری می کنید ، چون ظاهرا هرگز برنده نمی شوید؟
35.آن قدر صلح جو هستید تا ضربه ای را که به سمت شما هدف گرفته شده، تلافی نکنید؟
36.اگر در خیابان با سارقانی مواجه می شدید، احتمالا فریاد زده و فرار می کنید؟
37.اگر فردی از جنس مخالف به نظرتان جذاب بیاید، این را به شیوه ای به او نشان می دهید؟
38.در کودکی برای کارهایی که باید انجام می دادیداما موفق نمی شدید، اغلب تنبه می شدید؟
39.ترجیح می دهیداز سر راه کسی که از دست شما ناراحت است، کنار بروید؟
40.هنگامی که با قرعه کشی و بخت ازمایی مواجه می شوید، همیشه فردی خوش بین هستید؟
41.اگر سگی نزدیک پاهایتان پارس می کرد و می ترسیدید گازتان بگیرد، احتمال داشت به آن لگد بزنید؟
42.اگر توسط مرد قوی هیکلی با چاقو تهدید می شدید، همه پول ها و اشیای با ارزشتان را که مطالبه کرده ، به او می دادید؟
43.به نظرتان ، وقتی کنار فردی جذاب ‎‎{از جنس مخالف‎‎} قرار می گیرید، مقاومت در برابر گپ زدن با وی ، آسان است؟
44.اگر لباس هایتان را در یک اتاق رخت کن بگذارید، دقت می کنید که پول و اشیای با ارزشتان را بردارید؟
45.اگر می شنیدید که کسی از شما گله مند است ، با او تماس می گرفتید تا مشکل را حل کنید؟
46.اگر شواهد نشان می داد که در امتحانی رد خواهید شد، ترجیح می دادید که امتحان ندهید؟
47.اگر حیوانات خانگی دیگران شما را گاز بگیرند یا چنگ بزنند، مدارا می کنید؟
48.اگر ناگهان بوق ماشینی در نزدیکی شما به صدا درآید، به طور غیر ارادی از جا می پرید؟
49.اگر برای رسیدن به جایی لذت بخش دیر می کردید، سریعتر از حد مجاز رانندگی می کردید؟
50.نسبت به مسائل امنیتی سهل انگار هستید ( برای مثال: ترک خانه بدون قفل کردن آن یا گذاشتن کلیدها در ماشینتان) ؟
51.اگر مجبور به سخنرانی کردن بودید امکان داشت آن قدر دستپاچه شوید که نفهمید چه می گویید؟
52.با این که تجربه گذشته نشان می دهد که شانس شما کم است ، با اشتیاق برای دستیابی به اهداف می کوشید؟
53.اگر هنگام رانندگی درجاده ، راننده دیگری ویرآز خطرناکی بدهد، احتمال دارد با فریاد به او فحش بدهید؟
54.اگر نزدیک بود با اتومبیلی که از کنارتان گذشته تصادف کنید، می توانستید آرامش خود را حفظ کنید؟
55.هنگام رانندگی با ماشین، ایمنی را مهمترین چیز به شمار می آورید، هر چند این ام ره این معنی باشد که به بعضی تفریحات دیر برسید؟
56.اگر فکر کنید دروغ گفتن از دردسر نجاتتان خواهد داد، گرایش به دروغ گفتن دارید؟
57.می توانید در مصاحبه ای تلویزیونی آرام و آماده باشید؟
58.اگر در یک موقعیت شرط بندی در حال باختن بودید، به سرعت آن را رها می کردید؟
59.در تزافیک سنگین که دیگران بد رانندگی می کنند، می توانید به راحتی اعصاب خود را کنترل کنید؟
60.اگر دندان پزشک ‎‎{هنگام کار‎‎} موجب درد شما شود، به طور غیر ارادی خود را عقب می کشید؟
61.اگر در فروشگاهی تعدادی لباس می دید که از آنها خوشتان می آمد، در صورتی که عجله داشتید، احتمال داشت آنها را بدون این که دقیقا امتحانشان کنید، بخرید؟
62.به نظرتان فرار از یک موقعیت دشوار به وسیله فریب دادن دیگران ، مشکل است؟
63.دیدن خون موجب ترک شما از صحنه تصادف می شود؟
64.اگر دریک بازی مقداری پول می باختید، گرایش داشتید بازی را ادامه دهید؟
65.در دوران کودکی ، با بچه های دیگر درگیری های بدنی داشتید؟
66.می توانید در مطب دندانپزشک ، بدون این که بیمار پر دردسری باشید، درد را تحمل کنید؟
67.همیشه قبل از لباس خریدن ، برای مطمئن شدت از این که آنها کاملا اندازه تان باشد ، دقیق هستید؟
68.اگر در یک ساختمان عمومی زنگ خطر به صدا در می آمد، به سرعت فرار می کردید؟
69.می توانستید به خوبی در ضغلی درمانی که با جراحت های سخت سر و کار دارد، کار کنید؟
70.اگر دوبار در امتحان رانندگی مردود می شدید، آن را به عنوان کاری دشوار رها می کردید؟
71.وقتی در مدرسه بودید، طوری رفتار می کردید که دور از دعواها بمانید؟
72.هنگامی که تزریقی پزشکی دریافت می کنید، به شدت به خود می پیچید؟
73.اگر تسهیلات اعتباری به راحتی فراهم باشد، گرایش به وام گرفتن دارید؟
74.وقتی صدای زنگ حریقی می شنوید، معمولا حدس می زنید هشداری اشتباهی است؟
75.اگر کسی از شما انتقاد کند، به دل می گیرید و به هم می ریزید؟
76.اگر در انجام یک تکلیف شکست بخورید، تمایل به تلاش های مجدد دارید؟
77.اگر تصادفا به خود آسیب برسانید، گاهی اوقات فردی که برحسب اتفاق کنار شماست را مقصر می دانید، هر چند پس از تامل بفهمید که او مقصر نیست؟
78.وقتی فرایندهای پزشکی که کمی درد برایتان دارد، پیش می آید، نسبتا شجاع و مصمم هستید؟
79.قبل از جلو رفتن و خریدن چیزی ، با دقت درباره این که پول کافی برای پرداخت آن دارید، فکر می کنید؟
80.اگر رئیس تان از کارتان ناراضی می بود، تلشتان را دو برابر می کردید؟
81.تقریبا در برابر اظهارات انتقادی دیگران مقاومید ‎‎{ ناراحت نمی شوید‎‎} ؟
82.از بازی ها و ورزشهای رقابتی ، اگر احتمال زیادی وجود داشته باشد که خواهید باخت ، اجتناب می کنید؟
83.می توانید به راحتی در برابر وسوسه مقصر دانستن دیگران، به خاطر حوادثی که برایتان اتفاق می افتد، مقاومت کنید؟
84.اگر تصادفا خراش بردارید یا مچ پایتان پیچ بخورد، احتمالا از درد فریاد می زنید؟
85.هنگام باز کردن هدیه های تولدتان فچنان هیجان زده می شوید که به جای مرتب باز کردن کاغذ کادوهایشان ، آنها را پاره می کنید؟
86.اگر نتیجه کارتان مورد انتقاد قرار می گرفت، بدون توجه به آن ، روش شخصی تان را ادامه می دادید؟
87.بازدید از یک کلاس درس در مدرسه قدیمیتان ، خاطرات ناخوشایندی را زنده می کند؟
88.از چالش بازی کردن افرادی که شما قوی تر هستند، لذت می برید؟
89.اگر فردی را در حال دزدیدن اموالتان می گرفتید، احتمالا به او حمله می کردید؟
90.اگر تصادفا چکشی را روی انگشت شست تان می زدید، می توانستید آرام و بی صدا بمانید؟
91.اگر هدیه ای زود تر از روز تولدتان به شما می رسید، آن را برای باز کردن در آن روز نگه می داشتید؟
92.به جای رد شدن از زیر نردبان ، از کنار آن رد می شوید؟
93.هنگام قدم زدن در اطراف حیاط مدرسه قدیمی تان، احساسات خوشایندی از یادآوری خاطرات گذشته به شما دست می دهد؟
94.اگر چندین بار سعی کنید به کس تلفن بزنید و او جواب ندهد ، ناامید شده و منصرف می شوید؟
95.اگر فکر می کردیددزدانی در خانه شما هستند، به جای وارد خانه شدن ، با پلیس تماس می گرفتید؟
96.در دوران کودکی اگر صدمه ای به خود می زدید ، داد و فریاد به راه می انداختید؟
97.در تئاتر انتظار برای بالا رفتن پرده شمارا عصبی می کند؟
98.باورهای خرافی ، مانند نحس بودن عدد 13 را نادیده می گیرید؟
99.وقتی پلیسی را می بینید احساس گناه زود گذر رنج آوری هر چند بی دلیل به شما دست می دهد؟
100.   اگر در گرفتن تلفن فردی مشکل داشتید، تلاش خود را ادامه می دادید تا موفق شوید؟
101.   اگر دری به سختی باز و بسته می شد ، تمایل داشتید ضربه محکم جانانه ای به آن بزنید؟
102.   اگر در مدرسه زمین می خوردید و به خود صدمه می زدید، به اندازه کافی با دل و جرات بودید؟
103.   از این که در سنما با آرامش بنشینید و منتظر شوید تا فیلم شروع شود لذت می برید؟
104.   دندانهایتان را به طور بسیار منظم، تمیز می کنید؟
105.   وقتی آژیر پلیس یا آمبولانسی را می شنوید ، می توانید به خوبی آرام بمانید؟
106.   ترجیح می دهید تقاضای چیزی را که احتمالا رد خواهد شد، مطرح نکنید؟
107.   اگر باز کردن در یک شیشه مربا دشوار باشد، آن را به دقت بررسی و سعی می کنید به چرایی آن فکر می کنید؟
108.   اگر در کافه ای در حال نوشیدن می بودید و دعوایی شروع می شد، آنجا را هرچه سریعتر ترک می کردید؟
109.   اگر شانسی برای بهبود وضعیت خود به وسیله تغییر شغل داشتید، مشتاقانه این شانس را می پذیرفتید؟
110.   هنگام تمیز کردن داندانهایتان ، بسیار بی حال هستید؟
111.   در موقعیت های اجتماعی دستپاچه کننده به راحتی آشفته می شوید؟
112.   تقاضای افزایش حقوقتان را ادامه می دهید، هر چند در گذشته رد شده باشد؟
113.   تا به حال میل به کشتن کسی داشته اید؟
114.   اگر به طور تصادفی با گروهی از افراد که در حال زد و خورد هستند مواجه می شدید، کنجکاوی باعث می شد که بایستید و تماشا کنید، حتی اگر خطر درگیر شدن تان وجود داشت؟
115.   ماندن در یک شغل بی خطر را به یک شغل مخاطره آمیز که احتمالا دارای جذابیت بیشتر است، ترجیح می دهید؟
116.   اگر ماشین خود را در مقابل یک پارکومتر پارک می کردید، همیشه سعی می کردید به اندازه ای سکه در آن بیاندازید که برای غیبت مورد نظرتان کافی باشد؟
117.   می توانید بگویی به میزان کمی ، تحت تاثیر عقاید دیگران هستید؟
118.   اگر در یادگیری متن گفتگویتان در یک تئاتر غیر حرفه ای مشکل داشتید، از آن بیرون می آمدید؟
119.   تصور این که فردی چگونه می تواند آن قدر عصبانی شود که مرتکب قتل شود، برایتان سخت است؟
120.   اگر ناگهان با سگی با ظاهری وحشی مواجه می شدید، احتمالا بی درنگ فرار می کردید؟
نویسنده: غلامحیدر نیکخو - ۱۳٩۳/۱٢/۱۳

 

آزمونهای روانی( آزمون های روانی- غلامحیدر نیکخو- مقیاس پذیرش اجتماعی)

مقیاس پذیرش اجتماعی

هر جمله را با دقت بخوانید . و به صورت صحیح (ص) یا غلط (غ) پاسخ دهید و پاسخ خود را با علامت زدن مشخص کنید

1. پیش از آن که رای بدهم، توانایی های همه نامزدها را عمیقا بررسی می کنم .

2. اگر قرار باشد خلاف کنم تا به بیچاره ای کمک کنم ، تردید نمی کنم .

3. اگر تشویق نشوم ، گاهی ادامه کار برایم مشکل می شود .

4. هرگز از کسی به شدت متنفر نشده ام .

5. گاهی اتفاق می افتد که در توانایی خود برای موفقیت در زندگی تردید می کنم .

6. وقتی کارها مطابق میل من پیش نمی رود ، گاهی احساس بغض می کنم .

7. همیشه به شیوه لباس پوشیدن خود دقت می کنم .

8. طرز نشستن من بر سر میز غذا ، چه در رستوران و چه در خانه ، یکسان است .

9. اگر بتوانم بدون بلیط وارد سینما شوم و مطمئن باشم که کسی نخواهد دید ، این کار را انجام می دهم .

10. بارها اتفاق افتاده است که فعالیت یا کاری را رها کرده ام ، زیرا در صلاحیت خود تردید داشتم .

11. دوست دارم به موقع بدگویی ها را بازگو کنم .

12. در برخی لحظه ها خواسته ام علیه صاحبان قدرت حرفی بزنم ، حتی اگر حق با آن ها باشد .

13. مهم نیست که چه کسی حرف می زند ، همیشه با دقت گوش می دهم .

14. اتفاق افتاده است که خود را به مریضی زده ام تا مورد توجه قرار گیرم .

15. برایم اتفاق افتاده است که از کسی استفاده کنم .

16. همیشه آماده هستم که به خطای خود اعتراف کنم .

17. همیشه سعی می کنم آنچه را که توصیه می کنم به مرحله عمل در بیاورم .

18. برایم دشوار نیست با آدم های بد دهن کنار بیایم .

19. گاهی سعی می کنم به جای بخشیدن و فراموش کردن ، انتقام بگیرم .

20. وقتی چیزی را نمی دانم ، به میل خود آن را می پذیرم .

21. همیشه مودب هستم ، حتی در مقابل افراد ناخوشایند .

22. گاهی واقعا اصرار می کنم که کارها به میل من انجام گیرد .

23. گاهی احساس کرده ام که می خواهم همه چیز را بشکنم .

24. هرگز اجازه نمی دهم کسی به جای من تنبیه شود .

25. اگر از من بخواهند در مقابل لطفی که کرده اند خدمتی انجام دهم ، هرگز رنجیده خاطر نخواهم شد .

26. هرگز با کسی که افکارش مخالف افکار من بوده ، دشمنی نکرده ام .

27. بدون آن که جوانب کار را بررسی کنم ، هرگز به مسافرت طولانی نمی روم .

28. گاهی نسبت به خوشبختی دیگران خیلی حسادت می کنم .

29. هرگز به طور واقعی احساس نکرده ام که می خواهم یکی را سرزنش کنم .

30. گاهی از دست افرادی که انتظار مساعدت دارند ، عصبانی می شوم .

31. هرگز احساس نکرده ام که بی دلیل تنبیه می شوم .

32. گاهی فکر می کنم ، کسانی که بدشانس هستند لیاقتش را دارند

33. هرگز آگاهانه چیزی نگفته ام که قردی را آزرده خاطر کند .

پاسخها را با کلید تطبیق دهید و سپس نمره گذاری کنید و بعداز آن با سه طبقه  زیر تفسیر نماید :

1-ص  2-ص  3-غ    4-ص  5-غ  6-غ   7- ص   8- ص    9- غ   10- غ   11- غ   12- غ   13-ص    14-غ   15-غ   16-ص   17-ص    18-ص    19-غ    20- ص   21-ص   22-غ   23- غ   24-ص     25-ص    26- ص    27- ص   28- غ    29- ص     30- غ   31-ص   32- غ   33-ص

 

نمرات بدست آمده از آزمون رادر سه طبقه مورد تفسیر قرار میدهند:

1-  گروهی که پذیرش اجتماعی دارند: این گروه را کسانی تشکیل می دهند که نمره آزمون آنها بین  0- 8  باشد وتقربیا یک وششم اشخاصی در این محدوده قرار دارند. احتمال دارد این گروه به خاطر صداقت در پاسخگوئی حاضر به عدم پذیرش اجتماعی باشند.

2-  گروهی متوسط: کسانی که نمرات آنها بین 9-19 است ، در این گروه قرار می گیرند و تقربیاً حدود دو وسوم اشخاص (68%) اشخاص را شامل می شوند . آنها بطورمتوسط به پذیرش اجتماعی توجه می کنند. احتمال دارد رفتار واقعی آنها در مجموع با قواعد و هنجارهای اجتماعی مطابقت داشته باشد.

3-  گروه با پذیرش اجتماعی بالا: این گروه را اشخاصی تشکیل می دهند که نمره آنها بین  20-33 بدست می آورند و تقربیاً یک وششم اشخاص جامعه را شامل می شود. این افراد طوری به سئوآلات پاسخ می دهند که از طردهای مردم در امان باشند . وطبق قواعد و هنجارهای اجتماعی رفتار می کنند.

 

نویسنده: غلامحیدر نیکخو - ۱۳٩۳/۱٢/۱۱

 آزمونهای روانی(آزمون هوش هیجانی- غلامحیدر نیکخو)

1- مقدمه

این آزمون توسط دکتر تراویس برادبری و دکتر جین گریوز تدوین شده است. و توسطه مهدی گنجی ترجمه و کار هنجاریابی این آزمون در ایران توسط دکتر حمزه گنجی انجام گرفته است.

روایی و اعتبار

آلفای کرونباخ آن 88/0 می باشد.

بیانگر قدرت درک و توان واکنش اثر بخش افراد است که در روابط اجتماعی و در بده بستان های روانی و عاطفی در شرایط خاص چه عملی مناسب و چه عملی نامناسب است. هوش هیجانی نوعی استعداد عاطفی است که تعیین می کند از مهارت های خود چگونه به بهترین نحو ممکن استفاده کنیم و حتی کمک می کند خرد را در مسیری درست به کار گیریم. هسته هوش بین فردی ابتدا توانایی درک و سپس ارائه پاسخ مناسب به روحیات و خلق و خو و انگیزش ها و خواسته های افراد دیگر است.

در هوش هیجانی بالاترین نمره 100 می باشد و 4 خرده ازمون می باشد

( جهت نمره گذاری نگاه کنید به کتاب  آزمون هوش هیجانی تراویس برادبری و جین گریوز ترجمه مهدی گنجی  انتشارات نشر ساولان)

2- آزمونها

1-2- خود آگاهی

خودآگاهی هیجانی: توانایی آگاه بودن وفهم احساس خود. خودابرازی: توانایی ابراز احساسات، باورها و افکار صریح و دفاع از مهارت های سازنده و برحق خود. عزت نفس: توانایی آگاه بودن از ادراک خود، پذیرش خود و احترام به خود .استقلال: توانایی هدایت افکار و اعمال خود و آزاد بودن از تمایلات هیجانی. خود شکوفایی: توانایی درک ظرفیت های بالقوه و انجام چیزی که می توان انجام داد، تلاش برای انجام دادن و لذت بردن.(سئواات 1تا6)

2-2- خود مدیریتی

کنترل تکانه ها و تحمل فشار روانی: توانایی مقاومت کردن در برابر رویدادها، موقعیت های آزمایشی و یا کاهش آن ها، همچنین توانایی کنترل هیجانات خود. انعطاف پذیری: توانایی سازگار بودن افکار و رفتار با تغییرات محیط وموقعیت ها.شادمانی: توانایی احساس خوشبختی کردن با زندگی خود، لذت بردن از خود و دیگران، داشتن احساسات مثبت، صریح، مفرح و شوخ، خوش بینی: توانایی زیرکانه نگاه کردن به زندگی و تقویت نگرش های مثبت، حتی درصورت بروز بدبختی و احساسات منفی.

(سئواات 7تا15)

3-2- آگاهی اجتماعی

توان حل مسئله: توانایی تشخیص و تعریف مشکلات، به همان خوبی خلق کردن و تحقق بخشیدن راه حل های مؤثر و بالقوه.آگاهی به واقعیت و واقع گرایی: توانایی سنجش هماهنگی، بین چیزی که به طور هیجانی تجربه شده و چیزی که به طور واقعی وجود دارد.(سئوالات 16-20)

4-2- مدیریت رابطه

روابط بین فردی: توانایی ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش که به وسیله نزدیکی عاطفی، صمیمیت، محبت کردن و محبت گرفتن توصیه می شود. همدلی: توانایی آگاه بودن و درک احساسات دیگران و ارزش دادن به آن. مسئولیت پذیری اجتماعی: توانایی بُروز خود به عنوان یکی از اعضای گروه که دارای حس همکاری مؤثر و سازندگی می باشد.(سئوالات 21تا 28)

( بازهم توصیه می شود جهت نمره به منبع اشاره حتماً مراجعه شود)

3- انجام آزمون

پاسخگوی گرامی

ضمن عرض تشکر از همکاری شما ، خواهشمند است وقتی سؤالات را می خوانید ، برای هر یک از آنها از راهنماییهای زیر استفاده نمایید .و نظر خودرا از هرگز تاهمیشه(هرگز          به ندرت  گاهی      معمولاً    تقریباً     همیشه) نسبت به هر پرسش باگذاشتن علامت درمقابل ستون مربوطه اظهارنمایید.

ابتدا از طرز تفکر و رفتارخود در وضعیت های مختلف، درذهنتان تصویری واضح وشفاف ایجاد کنید .

بعد، صادقانه بگویید که هرچند وقت یکبار یاباچه فراوانی، رفتار ذکر شده در سؤال راانجام می دهید .

ردیف     سؤالات 

1          به توانایی های خود اعتماد دارید.                                                                 

2          ناتوانایی ها ونارسایی های خودرامی پذیرید .                                                              

3          هیجانهای خودرا ، هنگامی که پیش می آیند ، درک می کنید .                                                        

4          تأثیر رفتار خود در دیگران را متوجه می شوید .                                                                      

5          تأثیر دیگران درحالت هیجانی خودرادرک می کنید .                                                                   

6          خودتان ،در شرایط سختی که با آنها روبه رو می شوید ، نقش دارید .                                           

7          می توان روی شما حساب کرد .                                                                  

8          با استرس ، خوب کنار می آیید .                                                                   

9          تغییر را زود می پذیرید .                                                                

10         دلسردی را بدون ناراحتی تحمل می کنید .                                                                  

11         قبل از تصمیم گیری ، راه حلهای مختلف را در نظر می گیرید .                                                     

12         سعی می کنید از هر وضعیتی ، چه خوب و چه بد ، حداکثر بهره را ببرید .                                      

13         دربرابر میل به حرف زدن یا عمل کردن ، هنگامی که باعث بدترشدن اوضاع می شود ، مقاومت می کنید .           

14         وقتی ناراحت می شوید ، کارهایی را انجام می دهید که بعداً پشیمانی می آورند .                              

15         وقتی از چیزی ناراحت هستید ، دیگران را از خود می رنجانید .                                                    

16         انتقاد را می پذیرید .                                                                      

17         احساسات دیگران را درک می کنید .                                                             

18         به سرعت جو حاکم بر اتاق را متوجه می شوید .                                                                      

19         منظور طرف مقابل را واقعاً متوجه می شوید .                                                             

20         دربین جمع و در کارهای اجتماعی گوشه نشین و ساکت هستید .                                                 

21         در وضعیت های دشوارمستقیماً بادیگران رو در رو می شوید .                                                    

22         با دیگران به خوبی کنار می آیید .                                                                 

23         به طور وضوح و مؤثر بادیگران ارتباط برقرار می کنید .                                                            

24         به دیگران نشان می دهید که آنچه احساس می کنید برایتان مهم است .                                          

25         به طور مؤثر تعارض و مشکل را حل می کنید .                                                            

26         برای کنترل مؤثرتعامل ها ، به احساسات طرف مقابل توجه نشان می دهید .                                    

27         برای بهتر کنار آمدن با دیگران ، درباره آنها اطلاعات بیشتری به دست می آورید                             

28         منظور یا احساس خود رابه دیگران توضیح می دهید .

نویسنده: غلامحیدر نیکخو - ۱۳٩۳/۱٢/٩

(آزمونهای روانی - غلامحیدر نیکخو)

مقیاس کنترل درونی راتر
این پرسشنامه دارای 29 مورد دو جمله ای است . خواهشمند است جمله های هر مورد را با دقت بخوانید و با آن مورد که موافق هستید علامت بزنید . لطفا برای به دست آوردن نتیجه مطلوب ، جملات مورد نظر خود را با صداقت انتخاب کنید .
1- الف : علت این که کودکان دچار گرفتاری می شوند این است که پدر و مادرشان بیش از اندازه مجازاتشان می کنند .
ب: امروزه گرفتاری بیشتر کودکان به این دلیل است که پدر و مادرشان بیش از حد با آن ها به ملایمت رفتار می کنند .
2- الف : بسیاری از رویدادهای ناخوشایند در زندگی مردم تا اندازه ای به علت بد شانسی است.
ب: بدبیاری مردم نتیجه اشتباه خود آن ها است .
3- الف : یکی از دلایل عمده بروز جنگ ها این است که مردم آنقدر که باید به امور سیاسی علاقه مند نیستند .
ب: هر قدر هم که مردم برای جلوگیری از جنگ بکوشند ، بازهم جنگ وجود خواهد داشت .
4- الف : سرانجام مردم به احترامی که شایسته آنان باشد ، دست می یابند ولو مدت ها طول بکشد .
ب: بدبختانه بیشتر اوقات ارزش یک فرد هر قدر که بکوشد نامعلوم می ماند .
5- الف : این عقیده که معلمان نسبت به دانش آموزان خود بی انصافند ، بی معنی است .
ب: بیشتر دانش آموزان نمی دانند تا چه حد نمره ای که در دروس خود می گیرند ، امری تصادفی است .
6- الف : اگر فرصت های مناسب و به موقع دست ندهد ، کسی نمی تواند رهبر کاروان شود .
ب: افراد توانایی که از رهبر شدن بازمانده اند ، کسانی هستند که از فرصت های مناسب استفاده کرده اند .
7- الف : هر قدر که سعی خودمان را بکنیم بازهم بعضی ها از ما خوششان نمی آید .
ب: افرادی که نمی توانند کاری بکنند که مورد علاقه دیگران قرار بگیرند، راه ساختن با دیگران را بلد نیستند .
8- الف : در تعیین شخصیت هر فرد ، وراثت سهم عمده ای دارد .
ب: آن چه شخصیت یک فرد را می سازد ، تجارب او در زندگی است .
9- الف : اغلب به این نکته پی برده ام که هر چه قرار است اتفاق بیفتد ، اتفاق می افتد .
ب: هر وقت خودم تصمیم گرفته ام راه مشخصی برای اقدام انتخاب کنم ، خیلی بهتر از تسلیم شدن به سرنوشت بوده است .
10- الف : اگر دانش آموز خودش را برای امتحان خوب آماده کرده باشد ، بندرت ممکن است حقش در امتحان پایمال شود .
ب: بیشتر اوقات سوالات امتحان به اندازه ای با درس بی ارتباط است که درس حاضر کردن واقعا بی فایده است .
11- الف : موقعیت حاصل سخت کوشی است ، شانس در آن بی اثر یا بسیار کم اثر است .
ب: شغل خوب گیر آوردن در درجه اول به این بستگی دارد که در فرصت مناسب در جای مطلوب باشی .
12- الف : آدمی که دارای شرایط متوسط فردی و اجتماعی است می تواند در تصمیم گیری دولت موثر باشد .
ب: دنیا در اختیار عده معدود صاحبان قدرت است ، از آدم خرده پا کاری ساخته نیست .
13- الف : هر وقت برای انجام کاری نقشه می کشم ، تقریبا یقین دارم که می توان آن را عمل کنم .
ب: همیشه عاقلانه نیست که برای آینده دور نقشه بکشم چون خیلی چیزها در حال حاضر دستحوش خوش بیاری و بد بیاری است .
14- الف : عده معینی از مردم ، هیچ حسنی ندارند .
ب: هرکس خوبی هایی دارد .
15- الف : برای من به دست آوردن چیزهایی که خواستارشان هستم ، ربطی به بخت و اقبال ندارد.
ب: خیلی وقت ها تصمیم گرفتن با شیر یا خط (شانسی ) بد نیست .
16- الف : رییس شدن اغلب بستگی به این دارد که شانس یاری کند و شخص قبل از هر کس دیگری در شرایط مناسب قرار گیرد .
ب: واداشتن مردم برای انجام کار درست ، به توانایی افراد بستگی دارد نه به شانس و اقبال .
17- الف : بیشتر مردم می دانند تا چه حد زندگی شان تحت اختیار رویدادهای تصادفی است .
ب: در واقع چیزی به نام " بخت " وجود ندارد .
18- الف : علت این که کودکان دچار گرفتاری می شوند این است که پدر و مادرشان بیش از اندازه مجازاتشان می کنند .
ب: امروزه گرفتاری بیشتر کودکان به این دلیل است که پدر و مادرشان بیش از حد با آن ها به ملایمت رفتار می کنند .
19- الف : آدم باید همیشه به اشتباه خود اعتراف کند .
ب: بهتر است روی اشتباهاتتان سرپوش بگذارید .
20- الف : مشکل می توان فهمید کسی واقعا از ما خوشش می آید یانه .
ب: تعداد دوستان یک فرد بستگی به میزان خوب بودن او دارد .
21- الف : بالاخره میان رویدادهای خوب و بد که برای ما رخ می دهد ، تعادل برقرار است .
ب: بیشتر بدبختی ها حاصل عدم توانایی ، نادانی ، تنبلی یا نتیجه هر سه آن ها است .
22- الف : با کوشش کافی می توانیم فساد سیاسی را از میان برداریم .
ب: نظارت زیاد مردم روی فعالیت سیاستمدارانی که بر سرکارند ، دشوار است .
23- الف : بعضی وقت ها از طرز نمره دادن معلم ها سر در نمی آوریم .
ب: میان درس خواندن و نمره گرفتن رابطه مستقیمی وجود دارد .
24- الف : رهبر خوب کسی است که بگذارد خود مردم برای کار خود تصمیم بگیرند .
ب: رهبر خوب کسی است که تکلیف هر کس را معین کند .
25- الف : بیشتر وقت ها احساس می کنم روی حوادثی که برایم اتفاق می افتد ، کنترل کمی دارم .
ب: امکان ندارد باور کنم بخت و اقبال در زندگی من سهم زیادی داشته باشد .
26- الف : دلیل تنهایی مردم این است که سعی نمی کنند با دیگران دوستی داشته کنند .
ب: سعی زیاد از حد برای خوشایند مردم چندان فایده ای ندارد . اگر قرار است از آدم خوششان بیاید ، خوششان می آید .
27- الف : در مدرسه برای ورزش خیلی اهمیت قائل می شوند .
ب: ورزش های گروهی برای پرورش شخصیت فرد یک روش عالی است .
28- الف : هر چه بر سرم می آید نتیجه کار خودم است .
ب: بعضی وقت ها احساس می کنم که روی مسیر زندگیم کنترل کافی ندارم .
29- الف : بیشتر وقت ها نمی توانم بفهمم که چرا سیاستمداران این طور رفتار می کنند .
ب: دست آخر خود مردم مسؤول نوع حرمت ملی یا محلی خودشان هستند .

نویسنده: غلامحیدر نیکخو - ۱۳٩۳/۱٢/٧

آزمونهای روانی(غلامحیدر نیکخو- تست تعیین خلاقیت)

یک تسـت معتبـر برای تعییـن خلاقیـت شـما
 

هیچ راهی برای تقویت مستقیم خلاقیت وجود ندارد! تنها می‌توان از طریق فرایند‌های مربوط به نحوه تصمیم‌گیری و عبور از مراحل حل یک مسئله، میزان خلاقیت یک‌نفر را مشخص کرد. در این تست هم مشخص می‌شود که شما چگونه این مراحل گوناگون را در ذهنتان مدیریت می‌کنید؛ یعنی سوال‌های مختلفی در زمینه مرحله درک صورت مسئله،‌ مرحله ارائه پیشنهادها، مرحله تصمیم‌گیری، مرحله اجرا و... وجود دارد که توانایی شما را در این زمینه محک می‌زند.

این تست همان آزمون سنجش تورنس، یکی از معتبرترین آزمونهای روانشناسی در زمینه سنجش خلاقیت است. البته این آزمون، خطاهایی هم دارد ولی در حال حاضر یکی از مشهورترین تست‌هایی است که می‌توانید با آن به شناخت دقیق‌تری از خود برسید. خلاقیت های خودتان را بسنجید و شاید هم بتوانبد بفهمید می توانید فردی مانند استیو جابز باشید یا خیر؟

پرسشنامه‌ای را که در پیش رو دارید حاوی 60 سؤال است که هر سؤال مشتمل بر سه گزینه یا پاسخ می‌باشد. شما باید هر سؤال را به دقت بخوانید و گزینه مورد نظر خود را مشخص و نزد خودتان یادداشت کنید. مطمئن باشید هرقدر با خود صادق‌تر باشید، نتیجه تست‌تان دقیق‌تر خواهد بود ...

1.
وقتی با یک مسئله خیلی مشکل روبه‌رو می‌شوید، معمولا چه می‌کنید؟

الف- گریه می‌کنم، چون فکر نمی‌کنم بتوانم مسئله را حل کنم.
ب- گریه نمی‌کنم، اما ناراحت می‌شوم.
ج- سعی می‌کنم راه مناسبی برای حل مسئله بیابم.

2.
اگر سرگرم ساختن وسیله‌ای باشید و ناگهان دریابید قطعه مهمی از آن را گم کرده‌اید، چه می‌کنید؟

الف- کار را متوقف می‌کنم.
ب- سعی می‌کنم قطعه گم شده را پیدا کنم و اگر نتوانم آن را پیدا کنم، کار را متوقف می‌کنم.
ج- قطعه گمشده را پیدا می‌کنم و اگر نتوانم آن را پیدا کنم، به جای آن قطعه دیگری می‌سازم.

3.
وقتی در مکان عمومی هستید، آیا سعی می‌کنید حدس بزنید افرادی که دور شما هستند درباره چه چیزی بحث می‌کنند؟

الف- هرگز علاقه‌مند نیستم حدس بزنم دیگران درباره چه چیزی بحث می‌کنند.
ب- گاهی دوست دارم حدس بزنم دیگران درباره چه چیزی بحث می‌کنند.
ج- همیشه دوست دارم حدس بزنم دیگران درباره چه چیزی بحث می‌کنند.

4. آیا از حل مسائل دشوار لذت می‌برید؟

الف- خیر، از حل مسائل دشوار لذت نمی‌برم.
ب- به ندرت از حل مسائل دشوار لذت می‌برم.
ج- اغلب از حل مسائل دشوار لذت می‌برم.

5. اگر عضو گروهی باشید که باید مسئله‌ای را با همکاری یکدیگر حل کنند، چه می‌کنید؟

الف- خودم کاری نمی‌کنم و می‌گذارم دیگر اعضای گروه مسئله را حل کنند.
ب- گاهی در آنچه گروه انجام می‌دهد، شرکت می‌کنم.
ج- به طور فعال در آنچه گروه انجام می‌دهد، شرکت می‌کنم.

6. وقتی با مسئله تازه‌ای روبه‌رو می‌شوید معمولا چه می‌کنید؟

الف- از کسی می‌خواهم آن را برایم حل کند.
ب- سعی می‌کنم با کمک کس دیگری آن را حل کنم.
ج- سعی می‌کنم اطلاعات بیشتری به دست آورم تا بتوانم خودم آن را حل کنم.

7. اگر درگیر حل مسئله مشکل ریاضی باشید، چه می‌کنید؟

الف- از معلم با شخصی می‌خواهم به من کمک کند.
ب- یک کتاب ریاضی مربوط مسئله را می‌خوانم.
ج- از منابعی که در دسترس دارم استفاده می‌کنم.

8. وقتی در گروهی برای حل مسئله‌ای کار می‌کنید، اعضای گروه چگونه از نظرات مبتکرانه شما استقبال می‌کنند؟

الف- به ندرت از نظرات مبتکرانه من استقبال می‌کنند.
ب- گاهی از نظرات مبتکرانه من استقبال می‌کنند.
ج- بیشتر از نظرات مبتکرانه من استقبال می‌کنند.

9. وقتی با مشکلی غیرعادی مواجه می‌شوید، معمولا آن را چگونه رفع می‌کنید؟

الف- اغلب از کسی کمک می‌گیرم.
ب- قبل از اینکه از کسی کمک بگیرم مدت کوتاهی تلاش می‌کنم تا خودم آن را حل کنم.
ج- مدتی بسیار طولانی تلاش می‌کنم تا خودم آن را حل کنم.

10. آیا به نظر دیگران شما سؤالات مشکلی طرح می‌کنید؟

الف- خیر، اینطور فکر نمی‌کنم.
ب- گاهی اینطور فکر می‌کنم.
ج- اغلب اینطور فکر می‌کنم. 

11. آیا معمولا دوست دارید به کارهای تازه دست بزنید؟

الف- معمولا به کارهای تازه دست نمی​زنم.
ب- گاهی به کارهای تازه دست می​زنم.
ج- بیشتر به کارهای تازه دست می​زنم.

12. وقتی با مسئله پیچیده​ای روبه​رو می​شوید چه می​کنید؟

الف- سعی می​کنم خود را درگیر حل آن نکنم.
ب- ممکن است زمان کوتاهی برای حل آن تلاش کنم.
ج- زمانی بسایر طولانی برای حل آن تلاش می​کنم.

13. آیا از تجارب تازه لذت می‌برید؟

الف- از تجارب تازه لذت نمی‌برم.
ب- گاهی از تجارب تازه لذت می‌برم.
ج- از تجارب تازه لذت می‌برم.

14. وقتی در موقعیتی قرار می‌گیرید که از عهده آن برنمی‌آیید.

الف- اغلب به دیگران متوسل می‌شوم.
ب- گاهی به دیگران متوسل می‌شوم.
ج- معمولا ترجیح می‌دهم به خودم متکی باشم.

15. به آنچه به طور مستقل انجام می‌دهید، چقدر اطمینان دارید؟

الف- به آنچه خودم به طور مستقل انجام می‌دهم اطمینان زیادی ندارم.
ب- به آنچه خودم به طور مستقل انجام می‌دهم تا حدودی اطمینان دارم.
ج- به آنچه خودم به طور مستقل انجام می‌دهم، اطمینان زیادی دارم.

16. آیا از انجام آزمایش‌های علمی لذت می‌برید؟

الف- از انجام آزمایش لذت نمی‌برم.
ب- از انجام آزمایش تا حدودی لذت می‌برم.
ج- از انجام آزمایش خیلی لذت می‌برم.

17. آیا هرگز در رؤیا فرو می‌روی؟ 

الف- خیر، من در رؤیا فرو نمی‌روم.
ب- گاهی، اگر وقت داشته باشم در رؤیا فرو می‌روم.
ج- بیشتر اگر وقت داشته باشم در رؤیا فرو می‌روم.

18. در بیان مطالب خود با چه سهولتی از کلمات استفاده می‌کنید؟

الف- معمولا اشکال دارم.
ب- گاهی اشکال دارم.
ج- به ندرت اشکال دارم.

19. بیان شما تا چه اندازه خوب است؟

الف- مطالبم را به خوبی بیان نمی‌کنم.
ب- گاهی مطالبم را به خوبی بیان می‌کنم.
ج- بیشتر مطالبم را به خوبی بیان می‌کنم.

20. نوشتن شما تا چه اندازه خوب است؟

الف- در نوشتن نظراتم اشکال دارم.
ب- شاید بتوانم نظراتم را بنویسم.
ج- کاملا می‌توانم نظراتم را بنویسم.

21. اگر عده‌ای از افراد به نحوی غیرمنتظره از شما بخواهند بیش از 5 دقیقه درباره موضوعی صحبت کنید تا چه اندازه از عهده این کار برخواهید آمد؟

الف- از عهده‌اش برنخواهم آمد زیرا برای آن آمادگی نداشته‌ام.
ب- نهایت سعی خود را خواهم کرد تا از عهده آن برآیم.
ج- به خوبی از عهده‌ آن بر خواهم آمد.

22. برای توصیف چیزی با چه سهولتی به کلمات دست پیدا می‌کنید؟

الف- معمولا این کار برایم دشوار است.
ب- گاهی این کار برایم آسان است.
ج- بیشتر این کار برایم آسان است.

23. آیا به شغلی علاقه دارید که مستلزم فراهم ساختن اندیشه‌های بسیار باشد؟

الف- علاقه‌مند نخواهم بود.
ب- شاید علاقه‌مند باشم.
ج- همیشه علاقه‌مندم.

24. برای بیان یک اندیشه با چه سهولتی به کلمات مترادف دست پیدا می‌کنید؟

الف- معمولا این کار برایم دشوار است.
ب- گاهی این کار برایم آسان است.
ج- اغلب این کار برایم آسان است.

25. اگر به ناچار در مسابقه‌ای شرکت کنید که در آن باید تا حد امکان کلمه‌های بسیاری را که با حرف "ج" شروع می‌شوند، بیان کنید، تا چه اندازه از عهده این کار برمی‌آیید؟

الف- چندان از عهده این کار برنمی‌آیم.
ب- تا اندازه‌ای از عهده این کار برمی‌آیم.
ج- در حد خیلی زیادی از عهده این کار برمی‌آیم.

26.
اگر از شما خواسته شود در مسابقه‌ای شرکت کنید که در آن باید چیزهای متعلق به یک طبقه معین، مانند غذاها یا گیاهان را نام ببرید تا چه اندازه‌ای از عهده این کار برمی‌آیید؟

الف- چندان از عهده این کار برنمی‌آیم.
ب- تا اندازه‌ای از عهده این کار برمی‌آیم.
ج- در حد خیلی زیادی از عهده این کار برمی‌آیم.

27. چند جمله می‌توانید بنویسید که همه آنها با کلمه "همه" شروع شود؟

الف- می‌توانم فقط چند تا بنویسم.
ب- می‌توانم تعدادی بنویسم.
ج- می‌توانم تعداد زیادی بنویسم.

28. آیا می‌توانید غیر از کاربرد معمولی اشیاء موارد استفاده دیگری نیز برای آنها پیدا کنید؟

الف- این کار برایم خیلی دشوار است.
ب- شاید بتوانم چند مورد استفاده دیگر پیدا کنم.
ج- می‌توانم موارد استفاده بسیاری پیدا کنم.

29. نوشتن تعداد زیادی داستان تازه چقدر برایتان آسان است؟

الف- این کار برایم دشوار است.
ب- می‌توانم چند داستان بنویسم.
ج- می‌توانم داستان‌های بسیاری بنویسم.

30. کدامیک از موارد زیر برایتان آسان‌ترین است؟

الف- حفظ یک شعر 10 بیتی.
ب- تفسیر یک شعر 10 بیتی.
ج- سرودن یک شعر 10 بیتی.

31.
اگر از شما خواسته شود تا مقاله‌ای برای روزنامه درباره جامعه خود بنویسید، ترجیح می‌دهید درباره کدامیک از موارد زیر بنویسید؟

الف- آنچه را که پیش از آن درباره جامعه‌ام نوشته شده، خلاصه می‌کنم.
ب- بر آنچه پیش از آن درباره جامعه‌ام نوشته شده است، اطلاعات دیگری می‌افزایم.
ج- پس از مطالعه مطالبی که پیش از آن درباره جامعه‌ام نوشته شده است، به نوشتن مقاله خود اقدام می‌کنم.

32. از کدام مورد زیر بیشترین لذت را می‌برید؟

الف- از مطالعه کتاب‌های معروف لذت می‌برم.
ب- از مطالعه کتاب‌های معروف و نوشتن چند کتاب لذت می‌برم.
ج- از نوشتن کتاب‌ لذت می‌برم.

33. در طراحی اسباب‌بازی‌های جدید برای کودکان موفق می‌شوید؟

الف- چندان موفق نخواهم بود.
ب- شاید بتوانم چند طرح ارائه کنم.
ج- می‌توانم طرح‌های بسیاری ارائه کنم.

34. اگر به جای معلم به کلاس کودکستانی بروید و طرح درس نداشته باشید تا چه اندازه از عهده آن برمی‌آیید؟

الف- شکست خواهم خورد.
ب- مشکل خواهم داشت.
ج- موفق خواهم شد.

35. نوشتن مترادف‌های بسیار برای کلمه "سریع" چقدر برایتان آسان است؟

الف- این کار برایم خیلی دشوار است.
ب- این کار تا اندازه‌ای برایم دشوار است.
ج- این کار برایم آسان است.

36. فرض کنیم همه راه‌های معمولی برای گرم کردن غذا را از دست داده‌ایم، تهیه فهرستی طولانی از راه‌های دیگر برای گرم کردن غذا چقدر برایتان آسان است؟

الف- این کار برایم خیلی دشوار است.
ب- این کار تا اندازه‌ای برایم دشوار است.
ج- این کار برایم آسان است.

37. اگر به سخنرانی ناچار شوید، تا چه اندازه از عهده آن برمی‌آیید؟

الف- به طور کامل از روی یادداشت‌هایم می‌خوانم.
ب- بیشتر از روی یادداشت‌هایم می‌خوانم.
ج- گاهی به یادداشت‌هایم نگاه می‌کنم.

38. اگر با گروهی از دوستان‌تان باشید و آنان از شما بخواهند درباره چیزی که در آن تجربه دارید یک ساعت صحبت کنید، چه کار می‌کنید؟

الف- سعی می‌کنم از صحبت کردن درباره آن خودداری کنم.
ب- می‌توانم فکر کنم و چیزهایی بگویم.
ج- می‌توانم مدتی طولانی درباره آن صحبت کنم.

39. آیا به شغلی علاقه‌مند هستید که مستلزم سر هم کردن داستان در مقابل شنوندگان باشد؟

الف- علاقه‌مند نیستم.
ب- شاید علاقه‌مند باشم.
ج- علاقه‌مند هستم.

40. وقتی ناچار باشید با کسی که فارسی خوب بلد نیست ارتباط برقرار کنید، یافتن راه‌های ساده‌تر برای بیان مطالب خود به فارسی تا چه اندازه برایتان آسان است؟

الف- معمولا این کار برایم دشوار است.
ب- گاهی این کار برایم دشوار است.
ج- اغلب این کار برایم آسان است.

41. چقدر از ساختن چیزهای جدید لذت می‌برید؟

الف- معمولا از ساختن چیزهای جدید لذت می‌برم.
ب- گاهی از ساختن چیزهای جدید لذت می‌برم.
ج- اغلب از ساختن چیزهای جدید لذت می‌برم.

42. با افرادی که به سختی متقاعد می‌شوند، چگونه برخورد می‌کنید؟

الف- در یافتن دلایل متقاعدکننده مشکل دارم.
ب- سعی می‌کنم برای متقاعد کردن آنها دلایل مختلف بیابم.
ج- برای متقاعد کردن آنان دلایل بسیار می‌یابم.

43. وقتی می‌خواهید کار پیچیده‌ای را انجام دهید، معمولا کدام روش را بر می‌گزینید؟

الف- روشی واحد می‌یابم.
ب- شاید بتوانم چند روش بیابم.
ج- می‌توانم روش‌های متنوعی بیابم.

44. چه نوع کاری را بیشتر دوست دارید؟

الف- کاری که تقریبا همه مراحل آن از پیش مشخص و معین شده باشد.
ب- کاری را که بخشی از آن از پیش مشخص شده و بخشی از آن نیازمند ابتکار باشد.
ج- کاری را که بیشتر مراحل آن نیازمند ابتکار باشد.

45. آیا توضیح دلایل رفتار پیچیده مانند رفتار یک کودک نابهنجار برای شما دشوار است؟

الف- توضیح رفتار پیچیده برای من خیلی دشوار است.
ب- می‌توانم توضیحات کلی ارائه دهم.
ج- می‌توانم توضیحات بسیاری ارائه دهم.

46. اگر به یک گردهمایی دعوت شوید تا مسائل جامعه خود را مورد بحث قرار دهید، تهیه فهرستی طولانی از مسائل آن چقدر برایتان دشوار است؟

الف- خیلی دشوار است.
ب- تا حدی دشوار است.
ج- چندان هم دشوار نیست.

47. اگر از شما دعوت شود به منظور دریافت کمک مالی پیشنهادهایی به انجمن شهر ارائه دهید تا چه اندازه از عهده این کار بر می‌آیید؟

الف- ارائه پیشنهادهایی فراتر از آنچه شورای شهر قبلا در نظر گرفته است، برایم دشوار است.
ب- می‌توانم تعداد اندکی پیشنهاد فراتر از آنچه قبلا شورای شهر در نظر گرفته است، ارائه دهم.
ج- می‌توانم پیشنهادهای زیادی فراتر از آنچه قبلا شورای شهر در نظر گرفته است، ارائه دهم.

48. آیا می‌توانید به یک معلم کلاس اول کمک کنید تا راه‌های گوناگون بسیاری برای آموزش اعداد بیابد، به طوری که بچه‌ها به فراگیری اعداد علاقه‌مند شوند؟

الف- خیر، نمی‌توانم این کار را انجام دهم.
ب- شاید بتوانم چند راه معدود ارائه دهم.
ج- بله می‌توانم راه‌های بسیاری ارائه دهم.

49. کمک فکری به مدرسه‌ای با امکانات محدود، برای دستیابی به راه‌هایی برای تامین امکانات ورزشی و سرگرمی‌ها چقدر برای شما آسان است؟

الف- خیلی دشوار است.
ب- می‌توانم راه‌های جدیدی ارائه دهم.
ج- می‌توانم راه‌های بسیاری ارائه دهم.

50. وقتی حادثه غیرعادلانه‌ای برای شما رخ می‌دهد، آیا سعی می‌کنید به عوامل مختلفی که احتمالا در آن دخالت داشته‌اند، پی‌ببرید؟

الف- سعی نمی‌کنم.
ب- گاهی سعی می‌کنم.
ج- معمولا سعی می‌کنم.

51. وقتی حادثه عجیبی رخ می‌دهد، معمولا چه می‌کنید؟

الف- به آن توجه نمی‌کنم.
ب- به جست‌وجوی برخی از علل اصلی آن می‌پردازم.
ج- به جست‌وجوی همه علل ممکن می‌پردازم.

52. وقتی به چیزی علاقه‌مند می‌شوید، چقدر به جزئیات آن توجه می‌کنید؟

الف- زیاد به جزئیات توجه نمی‌کنم.
ب- به جزئیات کلی آن توجه می‌کنم.
ج- به همه جزئیات آن توجه می‌کنم.

53. وقتی که به آواز گوش می‌کنید، چقدر به محتوای آن توجه می‌کنید؟

الف- هرگز توجه نمی‌کنم.
ب- گاهی توجه می‌کنم.
ج- خیلی توجه می‌کنم.

54. وقتی به یک اثر هنری نگاه می‌کنید، آیا به آنچه هنرمند سعی دارد بگوید توجه می‌کنید؟

الف- به آنچه هنرمند سعی دارد بگوید، نمی‌اندیشم.
ب- بیشتر اوقات به آنچه که هنرمند سعی دارد بگوید، می‌اندیشم.
ج- فقط گاهی به آنچه هنرمند سعی دارد بگوید، می‌اندیشم.

55. وقتی یک نمایش بدون کلام (پانتومیم) تماشا می‌کنید، چه واکنشی نشان می‌دهید؟

الف- فقط برای لذت بردن تماشا می‌کنم.
ب- آن را تماشا می‌کنم و سعی می‌کنم پیام عمومی آن را درک کنم.
ج- آن را تماشا می‌کنم و سعی می‌کنم همه پیام آن را درک کنم.

56. پس از تماشای فیلمی که شما را تحت‌تاثیر قرار داده است، معمولا چه می‌کنید؟

الف- به کار بعدی خود می‌پردازم.
ب- شاید درباره یک جنبه از فیلم با دیگران صحبت کنم.
ج- درباره حوادث فیلم فکر می‌کنم و با دیگران صحبت می‌کنم.

57. وقتی نامه‌ای می‌نویسید، معمولا چه مطالبی در آن می‌گنجانید؟

الف- درباره چیزهایی می‌نویسم که دیگران به دانستن آن نیازمندند.
ب- درباره مهم‌ترین حوادث می‌نویسم.
ج- درباره جزئیات زندگی خودم می‌نویسم.

58. وقتی کتابی را می‌خوانید، آیا آنچه را می‌خوانید در ذهن خود مجسم می‌کنید؟

الف- آنچه را می‌خوانم، در ذهن خود مجسم نمی‌کنم.
ب- آنچه را می‌خوانم، گاهی در ذهن خود مجسم می‌کنم.
ج- همه آنچه را که می‌خوانم، مجسم می‌کنم.

59. در آنچه انجام می‌دهید از چه مقدار پیچیدگی لذت می‌برید؟

الف- از انجام امور ساده و سر راست لذت می‌برم.
ب- از انجام امور پیچیده زندگی لذت می‌برم.
ج- از انجام امور بسیار پیچیده لذت می‌برم.

60. چقدر به جزئیات کاری که انجام می‌دهید، می‌پردازید؟

الف- به ندرت به جزئیات می‌پردازم.
ب- گاهی به جزئیات می‌پردازم.
ج- اغلب به جزئیات می‌پردازم.


روش محاسبه امتیازات :

آزمونگر پس از ادای جملات بالا برای دست‌یابی به نتیجه آزمون باید به ازای هر پاسخ
به پاسخ (الف) صفر امتیاز، پاسخ (ب) یک امتیاز و پاسخ (ج) دو امتیاز بدهد.
حالا امتیازهایتان را در یک جدول یادداشت کنید و برای محاسبه میزان خلاقیت آماده باشید :

خلاقیت بسیار زیاد : از 120 الی 100
خلاقیت زیاد : از 100 الی 85
متوسط : از 85 الی 75
خلاقیت کم : از 75

 

نویسنده: غلامحیدر نیکخو - ۱۳٩۳/۱٢/٥

پرسشنامه چند محوری بالینی میلون 3

Millon Clinical Multiaxial Inventory (MCMI-III)

دفترچه ای که در اختیار شما قرار گرفته است دارای جمله هایی است که مردم برای توصیف خودشان به کار می برند. این جمله ها برای کمک به توصیف احساس، رفتار و طرز فکر شما در نظر گرفته شده است. صداقت و جدیت شما در علامت گذاری جمله ها به شناخت شما کمک می کند. چنانچه تعدادی از سوال ها غیر واقعی به نظر می آیند یا با شرائط شما منطقی نیستند، نگران نباشید زیرا آن ها برای توصیف افرادی با مشکلات مختلف تهیه شده اند.

-          اگر شما با یک جمله موافق هستید یا معتقدید که منطبق با وضعیت شماست واژه " بلی" را در پاسخنامه علامت بزنید.

-          اگر شما با یک جمله موافق نیستید یا معتقدید که در مورد شما صحت ندارد واژه " خیر" را در پاسخنامه علامت بزنید.

-          سعی کنید به همه جمله ها جواب دهید حتی اگر از انتخاب خود مطمئن نیستید.

-          اگر حداکثر سعی خود را نمودید ولی نتوانستید نتیجه بگیرید، واژه خیر را در پاسخنامه علامت بزنید.

 

1. اخیرا، حتی صبح ها احساس ضعف و بی حالی می کنم.

2. برای قوانین و مقررات احترام زیادی قائلم ، زیرا از حقوق افراد حمایت می کنند.

3. به قدری از انجام دادن کارهای مختلف لذن می برم، که نمی توانم تصمیم بگیرم ، کدام یک را اول انجام بدهم.

4. بیشتر وقت ها احساس ضعف و خستگی می کنم.

5. چون فکر می کنم آدم بزرگ و مهمی هستم برایم مهم نیست که دیگران در مورد من چه فکری می کنند.

6. دیگران به اندازه کافی قدر کارها و زحمات مرا نمی دانند.

7. اگر خانواده ام به من زور بگویند احتمالا عصبانی می شوم و در برابر خواست آنها مقاومت می کنند.

8. مردم پشت سرم در مورد قیافه و رفتارم حرف می زنند و مسخره ام می کنند.

9. اغلب اگر کسی اذیتم کندبه شدت از او انتقاد می کنم.

10. به ندرت تحت تاثیر چیزی قرار می گیرم.

11. هنگام راه رفتن نمی توانم تعادلم را حفظ کنم.

12. به آسانی و به سرعت احساساتم را بروز می دهم.

13. استعمال مواد مخدر اغلب مرا به دردسر می اندازد.

14. گاهی اوقات با خانواده ام بسیار تند و خشن برخورد می کنم.

15. خوشی های من دوام چندانی ندارند.

16. من آدمی خیرخواه و فروتن هستم.

17. در نوجوانی به خاطر رفتار بدی که در مدرسه داشتم دچار دردسرهای فراوانی می شدم.

18. از ارتباط نزدیک با دیگران می ترسم، زیرا ممکن است رسوا شوم و مسخره ام کنند.

19. دوستانی را انتخاب می کنم که بدی هایم را به من گوشزد کنند.

20. اغلب از دوره کودکی افکار غم انگیزی به خاطر دارم.

21. من ارتباط با جنس مخالف را دوست دارم.

22. بسیار دمدمی مزاج هستم، دایم نظرات و احساساتم را تغییر می دهم.

23. هرگز مصرف مواد مخدر، مشکل جدی در کارم به وجود نیاورده است .

24. چندسالی است که احساس می کنم در زندگی شکست خورده ام.

25. نمی دانم چرا اغلب دچار پشیمانی و احساس گناه می شوم.

26. دیگران نسبت به قدرت من حسادت می کنند.

27. اگر حق انتخاب داشته باشم ترجیح می دهم تنها کار کنم.

28. فکر می کنم نظارت و کنترل دقیق بر اعضای خانواده ام لازم و ضروری است.

29. دیگران مرا آدمی گوشه گیر و منزوی می دانند.

30. اخیرا دلم می خواهد چیزها را بشکنم.

31. من با جذابیت خودم می توانم توجه هر فرد خاصی را به خودم جلب کنم.

32. من همیشه دنبال این هستم که دوستان جدیددی پیدا کنم و با افراد تازه ای نشست و برخاست کنم.

33. اگر کسی از من انتقاد کند فورا خطاها و عیب های او را بیان می کنم.

34. تازگی ها به کلی خرد شده ام.

35. اغلب از انجام کار دست می کشم، زیرا می ترسم آن را درست انجام ندهم.

36. اغلب خشم و عصبانیتم را بروز می دهم و بعد پشیمان می شوم.

37. گاهی قدرت حس کردن را در بعضی از قسمت های بدنم از دست می دهم.

38. من بدون توجه به این که انجام کاری چه اثری بر دیگران دارد کارم را انجام می دهم.

39. مصرف مواد مخدر ممکن است عاقلانه نباشد ولی در گذشته حس می کردم به آن احتیاج دارم.

40. من آدم آرام و ترسویی هستم.

41. اغلب احمقانه و بی مقدمه رفتار می کنم به طوری که بعدا مرا به دردسر می اندازد.

42. هرگز کسی را که از من سوء استفاده کرده نمی بخشم، یا موقعیت دردناکی را که تحمل کرده ام فراموش نمی کنم.

43. اغلب بعد از آن که حادثه برایم اتفاق افتاد احساس ناراحتی و تنش می کنم.

44. اکثر اوقات احساس افسردگی و ناراحتی وحشتناکی دارم.

45. همیشه سعی می کنم دیگران را از خود خشنود کنم حتی اگر از آنها بدم بیاید.

46. در مقایسه با دیگران ، همیشه کمتر به مسائل جنسی علاقه نشان داده ام.

47. وقتی اتفاق بدی می افتد، احساس گناه می کنم.

48. از خیلی وقت پیش، صلاح خود را در این دیده ام که با دیگران کمتر رابطه داشته باشم.

49. از بچگی مواظب بودم کسی سرم کلاه نگذارد.

50. از آدم هایی که خیال می کنند هر کاری را می توانند بهتر از من انجام دهند متنفرم.

51. وقتی حوصله ام سر برود ، دوست دارم به کار پر هیجانی دست بزنم.

52. اعتیاد من مشکلاتی برای من و خانواده ام به وجود آورده است.

53. تنبیه هرگز مانع انجام کاری که دوست دارم نشده است.

54. بارها بی دلیل ، شادی و هیجان بیش از حد به من دست داده است.

55. چند هفته است که بی دلیل احساس خستگی و فرسودگی می کنم.

56. مدتی است که هیچ کاری را درست انجام نمی دهم و به این دلیل شدیدا احساس گناه می کنم.

57. فکر می کنم آدمی اجتماعی و خونگرم هستم.

58. اخیرا بسیار کم رو و خجالتی شده ام.

59. برای روزهای تنگدستی پس انداز می کنم.

60. من به اندازه دیگران در زندگی شانس ندارم.

61. دائم افکار و اندیشه ها ، در ذهنم موج می زنند و رهایم نمی کنند.

62. چند سالی است که از زندگی کاملا دلسرد و ناامید شده ام.

63. چند سالی است که افراد زیادی در مورد زندگی خصوصی ام جاسوسی می کنند.

64. نمی دانم چرا ولی گاهی حرفهای بد می زنم، صرفا برای این که دیگران را رنجیده خاطر کنم.

65. در سال گذشته، بیش از 30 بار بر فراز اقیانوس اطلس پرواز کرده ام.

66. در گذشته اعتیاد به مواد مخدر باعث شده شغلم را از دست بدهم.

67. فکر های مهمی در سر دارم که مردم این زمانه آن را نمی فهمند.

68. اخیرا مجبورم بدون دلیل در مورد چیزی مکررا فکر کنم.

69. از اکثر موقعیت های اجتماعی دوری می کنم زیرا می ترسم مردم از من انتقاد کنند یا مرا طرد کنند.

70. بیشتر وقتها فکر می کنم شایسته موفقیت هایی که نصیبم شده است نبوده ام.

71. اغلب وقتی تنها هستم، احساس می کنم کسی کنارم نشسته که دیده نمی شود.

72. اغلب به دیگران اجازه می دهم تصمیم های مهمی برایم بگیرند.

73. احساس بی هدفی می کنم و نمی دانم در زندگی به کجا می روم.

74. ظاهرا نمی توانم بخوابم و بعد از خواب هم به اندازه قبل از خواب خسته ام.

75. اخیرا خیلی عرق می کنم و کلافه ام.

76. پیوسته فکرهای عجیبی به سرم می زند کاش می توانستم از شر آنها خلاص شوم.

77. حتی وقتی بیدارم متوجه آدم هایی که دور و برم هستند، نمی شوم.

78. برایم مشکل است که بر هوس مشروب خواری خود غلبه کنم.

79. من اغلب اوقات افسرده و غمگین هستم.

80. پیدا کردن دوست برایم کار ساده ای است.

81. از سوء استفاده ای که در کودکی از من شده شرمنده ام.

82. همیشه نگرانم که کارهایم خوب برنامه ریزی و تنظیم باشد.

83. ظاهرا اغلب خلق و خویم از روزی به روز دیگر تغییر زیادی می کند.

84. می ترسم ریسک کنم و چیزهای جدید را امتحان کنم.

85. سوء استفاده کردن از کسی که خود اجازه چنین کاری را می دهد عیب نمی دانم.

86. مدتی است غمگین و گرفته ام و نمی توانم از این حالت خلاص شوم.

87. اغلب از دیدن آدم هایی که کند کار می کنند عصبانی می شوم.

88. در مهمانی ها هیچوقت گوشه گیر نیستم.

89. من آن چه اعضای خانواده ام انجام می دهند را زیر نظر دارم تا به چه کسی می توان اعتماد کرد.

90. گاهی در برابر مهربانی مردم دستپاچه و عصبانی می شوم.

91. استعمال مواد مخدر باعث درگیری خانوادگی برایم شده است.

92. اکثر اوقات تنها هستم و این تنهایی را ترجیح می دهم.

93. بعضی از اعضای خانواده ام می گویند که خودخواه هستم و فقط به خودم فکر می کنم.

94. مردم خیلی راحت می توانند نظرم را نظرم را عوض کنند حتی اگر تصمیم نهایی را خودم گرفته باشم.

95. بیشتر وقت ها به دیگران دستور می دهم و آنها را عصبانی می کنم.

96. قبلا دیگران به من گفته اند که به خیلی چیزها بیش از حد شور و علاقه نشان داده ام.

97. بهتر است آدم زود بخوابد و زود بیدار شود.

98. احساس من نسبت به افراد مهم زندگی ام اغلب بین محبت و نفرت در نوسان است.

99. در جمع و موقعیت های اجتماعی همیشه مضطرب و کلافه ام.

100. من هر روز مشروب می خورم.

101. قبول دارم که مسئولیت های خانوادگی را جدی نمی گیرم ، ولی باید آن ها را جدی بگیرم.

102. از همان کودکی بتدریج رابطه خودم را با واقعیت از دست داده ام.

103. افراد آب زیرکاه اغلب سعی دارند کاری را که من انجام داده ام یا فکرش از من بوده است را به اسم خودشان تمام کنند.

104. من نمی توانم شادی زیادی تجربه کنم چون احساس می کنم لیاقتش را ندارم.

105. علاقه چندانی به دوست پیدا کردن و رفاقت ندارم.

106. بارها در زندگیم وقتی شاد بودم و فعالیت زیادی داشتم حالت افسردگی به من دست داده است.

107. اشتهایم را به کلی از دست داده ام.

108. من از تنهایی و بی کسی و از این که به خودم متکی باشم می ترسم.

109. خاطره یک تجاوز وحشتناک در گذشته، دائم فکر مرا پریشان می کند.

110. در سال گذشته عکس من روی جلد مجله های زیادی چاپ شد.

111. ظاهرا علاقه ام را به اکثر فعالیت های لذت بخش مثل رابطه جنسی از دست داده ام.

112. در یکی دو سال گذشته بسیار غمگین و دلسرد بوده ام.

113. یکی دوبار با قانون مشکل داشته ام.

114. بهترین راه اجتناب از اشتباه ، تجربه داشتن است.

115. مردم به خاطر کاری که انجام نداده ام، به من تهمت می زنند.

116. اکثر اوقات عادت دارم برخی از مردم را اذیت کنم.

117. گاهی مردم فکر می کنند من عجیب و غریب صحبت می کنم و صحبت های من برای آنها غریب و نا آشناست.

118. دوره هایی در زندگی من وجود داشته است که قادر به خرید مواد مخدر نبوده ام.

119. مردم تلاش دارند مرا بگیرند چون فکر می کنند من دیوانه ام.

120. من هرکاری لازم باشد انجام می دهم تا فردی که دوستش دارم مرا ترک نکند.

121. یکی دوبار در هفته پرخوری می کنم.

122. فکر می کنم تمام فرصت های خوبی که برایم پیش آمد را از دست داده ام.

123. هیچ وقت نتوانستم از احساس غم و اندوه رهایی یابم.

124. وقتی تنها و دور از خانه هستم اغلب احساس اضطراب و هراس می کنم.

125. گاهی مردم از دست من عصبانی می شوند زیرا فکر می کنن من زیاد حرف می زنم یا تند صحبت می کنم.

126. امروزه اکثر افراد موفق ، یا خوش شانس اند یا کلاه بردار.

127. من نمی خواهم با دیگران رابطه نزدیک پیدا کنم چون مطمئنم به من علاقه مند می شوند.

128. بدون علت مشخصی احساس افسردگی می کنم.

129. بعد از سالها همچنان در مورد حادثه ای که واقعا زندگی ام را تهدید می کرد، خواب های وحشتناک می بینم.

130. توان انجام کارهای روزمره ام را ندارم.

131. وقتی به کمک احتیاج دارم الکل می نوشم.

132. من از فکر کردن در مورد این که چگونه در کودکی مورد سوء استفاده قرار گرفته ام متنفرم.

133. وقتی همه کارها خوب پیش می رود دائم نگرانم، بزودی حادثه بدی اتفاق خواهد افتاد.

134. وقتی حادثه بدی در زندگی ام اتفاق می افتد گاهی احساس ناتوانی می کنم و تقریبا دیوانه می شوم.

135. واقعا از تنهایی و درماندگی و از دست دادن حمایت نزدیکانم که من به آنها وابسته ام، می ترسم.

136. می دانم که پول زیادی برای مواد مخدر خرج کرده ام.

137. همیشه قبل از شروع انجام کاری، باید اطمینان پیدا کنم که آن کار در آن مدت محدود تمام می شود.

138. می دانم که مردم پشت سرم صحبت می کنند.

139. من در گرفتن عفو و بخشش دیگران مهارت دارم.

140. می دانم که برایم نقشه کشیده اند.

141. احساس می کنم که بیشتر مردم افکار پست و زشتی در مورد من دارند.

142. اغلب احساس تنهایی و پوچی می کنم.

143. گاهی بعد از غذا خوردن خودم را مجبور به استفراغ می کنم.

144. من معتقدم که همه را خوشحال می کنم و دیگران مرا به خاطر کارهایی که انجام می دهم و حرف هایی که می زنم تحسین می کنند.

145. دائم نگران کسی یا چیزی هستم.

146. همیشه بی جهت فریب می خورم، به ویژه وقتی کسی خودش را برتر از من نشان می دهد.

147. دائم افکار اضطراب برانگیز به ذهنم می آید.

148. در زندگی ام چیزهای کمی وجود دارد که واقعا مرا حوشحال کند.

149. وقتی به سرنوشت دردناکی که در گذشته داشته ام فکر می کنم  احساس ناکامی کرده و به مرگ می اندیشم.

150. از این که خیلی زود بیدار می شوم و دیگر نمی توانم بخوابم ناراحتم.

151. من هرگز قادر به ابراز احساساتم نیستم چون در نظر مردم ارزشی ندارم.

152. من مشکل اعتیاد دارم و تلاشم برای کنارگذاشتن آن ناموفق بوده است.

153. عده ای تلاش می کنند افکارم را کنترل کنند.

154. قبلا تلاش کرده ام خودم را بکشم.

155. من گرسنگی می کشم تا از همین هم که هست لاغر تر شوم.

156. نمی دانم چرا برخی از مردم به من می خندند.

157. در ده سال گذشته هیچ ماشینی ندیده ام.

158. از آدم هایی که مرا لمس می کنند شدیدا می ترسم چون فکر می کنم آنها ممکن است به من صدمه بزنند.

159. چون آن ها از توانایی های فوق العاده من خبردارند می خواهد مرا دستگیر کنند.

160. دائم فکرم درگیر حادثه ای است که برایم اتفاق افتاده است.

161. ظاهرا کاری می کنم که دیگران فکر کنند می خواهم به خودم صدمه بزنم.

162. اغلب آن قدر غرق افکارم می شوم که متوجه نمی شوم اطرافم چه می گذرد.

163. مردم به من می گویند لاغر هستم ، اما من احساس می کنم خیلی چاقم.

164. وقایع هولناک گذشته دائم به فکر و خواب من می آیند.

165. من به جز اعضای خانواده ام هیچ دوستی ندارم.

166. من اغلب کارهایم را سریع انجام می دهم و در مورد چیزهایی که باید انجام دهم فکر نمی کنم.

167. من به گونه ای حمایت دوستانم را جلب کرده ام که دیگران نمی توانند از من سوء استفاده کنند.

168. اغلب به وضوح چیزهایی می شنوم که مرا ناراحت می کند.

169. من همیشه برای نزاع با دیگران خودم را مجهز نگه می دارم زیرا از برخورد تندشان می ترسم.

170. من هر کار را چند بار انجام می دهم . گاهی به خاطر کاهش نگرانیم و گاهی به خاطر این که مطمئن شوم حادثه بدی اتفاق نمی افتد.

171. تازگی ها به طور جدی به این فکر افتاده ام که به زندگیم خاتمه دهم.

172. مردم مرا آدمی منظم و مقرراتی می دانند.

173. وقتی به حادثه دردناکی که سالها پیش برایم اتفاق افتاد فکر می کنم دچار ترس و اضطراب می شوم.

174. اگر چه من از دوست پیدا کردن می ترسم ولی مایلم دوستان بیشتری داشته باشم.

175. واقعیت این است که مردم می خواهند با من دوست شوند تا مرا خرد کنند.

نویسنده: غلامحیدر نیکخو - ۱۳٩۳/۱٢/٥

(آزمونهای روانی - غلامحیدر نیکخو)

شاخص رضایت زناشویی
والتر دبلیو . هودسن
Index of Marital Satisfaction (IMS)
این پرسشنامه برای اندازه گیری میزان رضایت شما از ازدواج خودتان ساخته شده است . هدف از این پرسشنامه امتحان کردن نیست ، لذا جواب صحیح و غلط ندارد . بنابراین خواهشمند است سعی کنید این سؤالات را با گذاشتن یکی از اعداد زیر در مقابل آن هرچه بادقت تر و دقیق تر پاسخ دهید .
1= هیچگاه 2= خیلی بندرت 3= نسبتا کم 4= گاهی اوقات 5= نسبتا زیاد 6= اکثراوقات 7=همیشه

 

1) همسرمن به قدر کافی محبت دارد .
2) همسرم با من بد رفتار می کند .
3) همسرم واقعا به من اهمیت می دهد .
4) اگر قرار باشد دوباره انتخاب کنم ، احساس می کنم همسر فعلی ام را انتخاب نمی کنم.
5) احساس می کنم که می توانم به همسرم اعتماد کنم .
6) احساس می کنم رابطه ما در حال از هم پاشیدن است .
7) همسرم واقعا مرا درک نمی کند .
8) احساس می کنم ما رابطه خوبی داریم .
9) من و همسرم رابطه خوب و خوشی داریم .
10) زندگی مشترک ما کسالت آور است .
11) من و همسرم در کنار هم بسیار خوش هستیم .
12) همسرم به من اطمینان ندارد .
13) رابطه ما بسیار صمیمانه است .
14) احساس می کنم ، که نمی توانم به همسر خود تکیه کنم .
15) احساس می کنم ما علایق مشترک چندانی نداریم .
16) ما اختلاف نظرها و بگو مگوهای خودمان را خیلی خوب به انجام می رسانیم .
17) من و همسرم مسائل مالی را خیلی خوب حل و فصل می کنیم .
18) احساس می کنم هرگز نمی باید با همسرم ازدواج می کردم .
19) من و همسرم خیلی خوب با هم کنار می آییم .
20) رابطه ما خیلی با ثبات است .
21) همسرم مایه آرامش واقعی من است .
22) احساس می کنم که همسرم دیگر برایم اهمیت ندارد .
23) احساس می کنم آینده رابطه ما درخشان است .
24) احساس می کنم رابطه ما تهی و بی محتواست .
25) احساس می کنم هیچ هیجانی در رابطه ما نیست .

جمع نمرات سوالهای 1-3-5-8-9-11-13-16-17-19-20-21-23 از مابقی نمرات کسر کنید و در 100ضرب کنید و.... نگاه کنید به ثنایی ، باقر و همکاران . مقیاس های سنجش خانواده و ازدواج . انتشارارت بعثت 1387

نویسنده: غلامحیدر نیکخو - ۱۳٩۳/۱٢/۳

(آزمونهای روانی - غلامحیدر نیکخو)

تعریف هیجان خواهی:

طبق نظریه «ماروین زاکرمن» هیجان خواهی تحت عنوان نیاز به تجارب و احساس های گوناگون، پیچیده، بدیع و بی سابقه و تمایل به خطر جویی تعریف شده است نکته مهمی که باید در اینجا متذکر شد آن است که یکی از عناصر اصلی هیجان خواهی تمایل یا اشتیاق به خطر جویی است، در حالیکه نتیجه رفتار کاوشی اشارت بر این که خطر جویی اغلب برانگیزنده ترس است و ترس با رفتار کاوشی ناهمساز یا غیر قابل تلفیق است.
در چندین نظریه نیز چنین فرض شده است که هیجان هایی از قبیل ترس باعث سطوح انگیختگی بالا می شوند، به همین دلیل، ترس مانع کنجکاوی موجودات میشود (یعنی از هیجان خواهی و کسب تجربیات جدید، خودداری می کنند).
زیرا آنها در سطح بهینه انگیختگی هستند و اما جالب است که زاکرمن توانسته است تمایل افراد را با خطرجویی به کاوشگری ارتباط دهد. به همین دلیل اگر فردی در مرحله خاصی از هیجان خواهی باشد، به همان نسبت خود را از نظر کارکرد عملی در معرض آزمایش قرار می دهد.
این موضوع بر روی نیاز برای تجارب جدید و متنوع تمرکز می کند، از طریق رفتار بی بند و بارانه (سهل انگارانه) که شامل فعالیت های خطرناک، شیوه غیر متعارف زندگی، و عدم پذیرش یکنواختی می باشد. هیجان خواهی برای ربط دادن حوادث با یکدیگر ارایه می شود. یکی از دلایل مهم به این مسئله، از این حقیقت نشأت می گیرد که این یک فعالیت تقویتی متقابل است، بدین معنا که اگر پیامد یک عمل مانند یک جنایت، باعث اثر مثبت در فرد مجرم شود دوست دارد که آن را تکرار کند (Trimpop,kerr,kirkaldy 1998)
(Gatzke kopp,Raine,Loeber,Steinhauer 2002 )
دومین ویژگی، شخصیت است که بر اساس خلق و خو، انگیختگی و سطح بهینه ی تحریک قرار دارد. طبق نظر ماروین زاکرمن (1979)، ساختار هیجان خواهی به مقدار انگیختگی که دستگاه عصبی مرکزی شخص (مغز و نخاع شوکی) از منابع بیرونی تحریک نیاز دارد، مربوط است. طبق نظر زاکرمن، هیجان خواهی صنعتی است که ویژگی آن نیاز به هیجان و تجربههای متنوع، جدید و پیچیده و میل اقدام به خطرهای جسمانی و بدنی به خاطر خود این تجربه هاست. فرد زیاد هیجان خواه، تحریک بیرونی دائمی مغز را ترجیح می دهد، از کارهای عادی خسته می شود و مرتباً در جستجوی راههای برای افزایش انگیختگی از طریق تجربه های هیجان انگیز است. فرد کم هیجان خواه، هجوم مداوم تحریک مغزی کمتری را ترجیح می دهد و کارهای عادی را نسبتاً خوب تحمل می کند (مارشال ریو، ترجمه سیدمحمدی، 1380).
به طور نمونه، نوجوانانی که به عنوان ماجراجویان و هیجان خواهان پرخاشگر در نظر گرفته می شوند هنگامی که تنها یا با دوستان خود هستند در مقایسه با زمانی که با والدین خود می باشند، با سرعت بیشتری رانندگی می کنند. افراد هیجان خواه در هر سنی که باشند نسبت به آنهایی که هیجان خواهی کمتری دارند دوست دارند در هنگام رانندگی به اتومبیل جلویی خود بچسبند (یا با فاصله اندکی از ماشین جلویی خود رانندگی می کنند) (Mc.Millen 1992). افراد هیجان خواه با حالت مستی رانندگی می کنند با این حال رانندگی از روی بی پروایی و جسارت و با هیجان خواهی در نوجوانان وجود دارد. بررسی های دیگر نشان می دهد که این خصوصیت در رده های سنی 25-23 سال هم دیده میشود (Arrne 1991).
نظریه هیجان خواهی ماروین زاکرمن:
از اوایل دهه ی (1970) ماروین زاکرمن یکی از روانشناسان دانشگاه دِلِه ویر پژوهش های وسیعی در جنبه ی محدودی از شخصیت که هیجان خواهی می نامد، آغاز کرده است او معتقد است که این پدیده یک صفت ارثی است که با نیاز به احساس ها و تجربه های متنوع، بدیع و پیچیده و میل به خطرجویی جسمانی و اجتماعی به خاطر چنین تجربه هایی تعریف می شود (شولتز و شولتز، 1994، به نقل از سیدمحمدی، 1381).
زاکرمن جهت سنجش میزان هیجان خواهی مقیاس هایی را به وجود آورد. تحقیقاتی که با استفاده از مقیاس هیجان خواهی انجام شد؛ نشان داد که بین انسان ها از لحاظ میزان هیجان خواهی تفاوتهای زیادی وجود دارد. به علاوه به نظر می رسد، هیجان خواهی خصلتی است که در موقعیت های گوناگون از همسانی برخوردار است (اتکینسون، اتکینسون و هیلگارد، 1983، ترجمه از براهنی و همکاران 1368).
بررسی هیجانی (حسی)، آثار پروفسور روانشناسی در میان بهترین های جهان نشان اختصاصی پروفسور ماروین زاکرمن، مقاله ای در مورد هیجان خواهان (1971) به عنوان یکی از مؤثرترین و برجسته ترین آثار در تاریخ روان شناسی است که همزمان با آثار محققانی همچون سایموند فروید، اسکینر، جین پایگت می باشد. مقاله زاکرمن « ابعاد هیجان خواهی» یک ابزار سنجش شخصیتی جامع و فراگیر معروف به مقیاس هیجان خواهی (SSS) را توضیح می دهد. وی شرکت کنندگانی که با این بیانات «من گاهی اوقات دوست دارم کارهایی انجام دهم که کمی ترسناک هستند»، «من بعضی از چیزها را فقط به خاطر هیجانش دوست دارم»، موافق هستند را راهنمایی می کند، مقیاس هیجان خواهی (SSS) به روان شناسان کمک می کند تا گرایشات هیجان خواهی را ارزیابی کنند. یک طبقه بندی شخصی (فردی) اولین بار توسط زاکرمن در سال 1964 ارایه شد، وی توضیح داد که افراد هیجان گرا به هیجانات شدید، تجربه های پیچیده، بدیع و متفاوت علاقه شدید دارند.
مطالعات زاکرمن در مورد افراد هیجان گرا (هیجان خواه) تأثیر عمیقی بر درک ما از آزمایشات شخصیتی داشته است این گفته ی Pettijohn ویراستار و پروفسور روان شناس از دانشگاه ایالت اُیاهو می باشد. وی می افزاید: «من اثر ذاکرمن ستایش کرده ام و بنابراین من از اینکه یکی از مقاله های وی را در کتاب خود می گنجانم بسیار خوشحالم»
(,Leober Raine , Leober ,Steinhauer , 2002 Gatzke kopp )

ویژگی های افراد هیجان خواه:
افراد هیجان خواه افرادی هستند که دارای خصوصیاتی همچون برونگرایی، خود مختاری، جسور و ناهماهنگ می باشند. در نگرشهای مذهبی و سیاسی بیشتر تمایل به آزاد اندیشی دارند، در برابر موفقیت های مبهم تحمل بیشتری دارند. در نگرشهای جنسی آنان از سلطه جویی ضعیف تری برخوردارند و پاسخهای فیزیولوژیکی آنان به محرکهای جدید شدیدتر از گروههای دیگر است (شولتز، 1378).
زاکرمن و همکاران وی دریافتند که هیجان خواهی در نتیجه سن تغییر می کند. افراد جوان تر بیشتر از افراد مسن تر به جستجوی حادثه، ریسک، و تجربیات جدید گرایش دارند نمرههای آزمون آزمودنی های نوجوان تا 60 ساله نشان دادند که هیجان خواهی با افزایش سن کاهش می یابد و حدود 20 سالگی آغاز می شود. زاکرمن 65 ساله در یک اظهار نظر شخصی درباره ی اینکه چگونه رفتار هیجان خواهی او با افزایش سن تغییر کرده است گفت هنگامی که او جوان تر بود، از مقاله ها و میهمانیهای دیروقت در اجلاس های (APA) لذت می برد، جایی که شخص می توانست درباره ی روان شناسی صحبت کند، لاس بزند، یا صرفاً مست و بازداری زدا شود، این روزها عمدتاً برای مقالات به آنجا می رود (شولتز و شولتز، 1994، ترجمه از سید محمدی 1381).
اولین نسخه مقیاس هیجان خواهی زاکرمن که 30 سال پیش ارایه شد برای پیش بینی به پاسخ فرد به محرومیت حسی بود. پس از آن، وسیله سنجش شخصیتی برای ارزیابی چهار گرایش کلیدی تصحیح شد که عبارتند از: ماجراجویی، هیجان خواهی تجربه گرایی، بیقیدی (بازداری زدایی)، و آسیب پذیری در مقابل خستگی.
افراد ماجراجو و هیجان گرا از فعالیت ها یا ورزش هایی که تجارب و هیجانات غیرعادی دارند لذت شدیدی می برند، حتی اگر جان آنان به خطر بیافتد.
زاکرمن در دایره المعارف روانشناسی می گوید مسابقات موتورسواری یا اسکی روی آب میتواند از ورزش هایی باشد که این افراد به آن علاقه شدید دارند (1996). تجربه گرایان، از تجربه های بدیع و نو لذت می برند، مثلاً مسافرت به مکان های عجیب و غریب، گوش کردن به موسیقی مهیج یا غیر عادی، تجربه کردن مواد مخدر یا زندگی به صورت غیرجمعی و ناهمگون، زاکرمن می گوید: افراد بی قید و بند دائماً در جستجوی فرصت هایی هستند تا در محافل و جشن های پرتلاطم و محشر، شرکت در میگساری های شدید و فعالیت جنسی با غریبه ها، قید و بندها و محذوریت ها را کنار بگذارید و بالاخره افراد هیجان خواه از تکرار، تجارب قابل پیش بینی، و افراد کلیشه ای و کارهای روزمره به آسانی خسته می شوند به طور کلی، زاکرمن عقیده داشت، مردان نسبت به زنان معمولاً یک دلیل هیجان خواهی قویتر از خود نشان می دهند و افراد متارکه کرده بیش از افراد مجرد یا متاهل هیجان خواهند.
به نظر می رسد رفتارهای هیجان خواهانه در اواخر نوجوانی به اوج خود می رسد و در زنان و مردان مخرب است. افرادی که به طور منظم به یک مذهب متداول (قرار دادی) عمل میکنند غالباً در زمره افرادی قرار می گیرند که کمتر به دنبال هیجان خواهی هستند مقیاس هیجان خواهی برای معرفی نوجوانانی مورد استفاده قرار گرفته که با استفاده از مواد مخدر، روابط نامشروع جنسی با افراد مختلف، رانندگی با بی پروایی یا به خاطر اثرات مشروبات الکلی ممکن است سلامت و امنیت خود را به خطر اندازند. با کمک Paula Horvath زاکرمن در 1993 گزارشی را ارایه داد که بیان می کرد تمایلات هیجان خواهانه در میان همکلاسان (که به وسیله SSS ارزیابی شده بود)، و رفتارهای هیجان خواهانه در میان هم سن و سالان و رفقا، پیش گویان قدرتمندی از رفتارهای خطر ساز بودند، به ویژه اعمال جنایی و خشونت های اجتماعی، روش تحلیلی زاکرمن برای بهبود (روش های آموزشی برای ایجاد مناسب ترین شیوه یادگیری فردی در کودکان و یا برای هماهنگ ساختن وظایف و مسئولیت های شغلی یا ویژگی های شخصیتی کارمندان مورد استفاده قرار می گرفت. زاکرمن گفت: «هیجان خواهان مسافرت های تنش زا، پردغدغه و خطرناک مانند خلبانی، کنترل کنندگان ترافیک هوایی (کارمندان برج مراقبت)، کارمندان بخش فوریت های پزشکی بیمارستان، یا شغل هایی که تا حد زیادی با ارتباطات اجتماعی مختلف سروکار دارند را دوست دارند ولی همچنین گفت: «آنان از کارهای تکراری و روزمره ای که فاقد تعامل اجتماعی یا فعالیت های چالش انگیز و متغیر باشد، ناراضی بوده و خسته می شوند (Gatzke kopp , Raine , Loeber , Loeber , Steinhauer, 2002).
در چهار مولفه ی هیجان خواهی تفاوتهای جنسیت معناداری پیدا شده است. مردان در هیجان زدگی و ماجراجویی، بازداری، و حساسیت نسبت به یکنواختی، نمره های بالاتری گرفتند. زنان در تجربه جویی، نمره های بالاتری گرفتند. همچنین از نظر تفاوتهای نژادی و قبیله ای هم آسیایی ها از افراد کشورهای غربی نمره کمتری در SSS گرفتند. آزمودنی های سفید از غیر سفیدها نمره ی بالاتری گرفتند (شولتز و شولتز، 1994، ترجمة سید محمدی، 1381).
تفاوتهای معناداری از نظر سطح تحصیلی وجود ندارد. دانشگاهیان در مقایسه با غیر دانشگاهیان درآزمون SSS نمره هایی که به طور معنادار بالاتر یا پایین تر باشد، به دست نیاوردند (شولتر، 1998, ترجمه از کریمی و همکاران، 1381).
برای زنان، تنها رابطه ی مثبت معنادار بین نمره های آزمون SSS و نمره های آزمون علاقه شغلی در حرفه ی وکالت است با مشاغل سنتی زنانه مثل خانه داری، معلمی دبستان، آموزگار اقتصاد خانواده و مسئول برنامه غذایی، همبستگیهای منفی معناداری به دست آمده اند. بنابراین، زنانی که هیجان خواهی زیادی دارند، احتمالاًٌ از این نوع مشاغل احساس رضایت نخواهند کرد. مردان و زنانی که هیجان خواهی زیادی دارند، بیشتر به مشاغل کمک رسانی روی می آورند که بر انگیزنده، مهیج یا خطرناک اند، مانند مداخله در بحران یا کار پیراپزشکی در گروه های اورژانس (شولتز، 1998، ترجمه از کریمی و همکاران، 1378).
سنجش هیجان خواهی:
زاکرمن یک پرسش نامه 40 ماده ای مواد کاغذی به نام مقیاس هیجان خواهی (SSS) ساخته است. در جریان ساخت این آزمون، او آن را روی اشخاص بسیاری که رفتارشان با تعریفی که از هیجان خواهی مطابقت داشت اجرا کرده است.
این افراد کسانی بودند که برای آزمایشهای روان شناختی که آنان را در معرض تجربه های جدید قرار می داد داوطلب شده بودند کسانی که شغلشان با خطر جسمانی توأم بود (نظیر افسران پلیس و رانندگان) و کسانی که تجربه مصرف موادمخدر و تجربه های متنوع جنسی داشتند. نمره های این آزمودنیها با نمره های اشخاصی که به طور عمومی و از روی اراده از این نوع فعالیتها اجتناب می کردند، مقایسه شدند، کسانی که اقدام به فعالیتهای غیرعادی و خطرناک می کردند در آزمون SSS نمره بالایی بدست آوردند و افرادی که فعالیتهای آرامتر و کم حادثه را ترجیح می دادند، در این آزمون نمره پایینی داشتند. برای صفت کلی هیجانخواهی چهار عامل یا مؤلفه تعیین شده است، این عوامل عبارتند از:
1- حادثه جویی: تمایل به درگیر شدن در فعالیت های جسمانی که شامل عناصری از سرعت، خطر، تازگی و گریز از حادثه است (مانند چتربازی یا غواصی)
2- تجربه جویی: جستجو برای تجربه های جدید از طریق مسافرت، موسیقی، هنر، شیوه زندگی خودانگیخته و ناهمرنگی با وجود تشابهی که مردم به آنها گرایش دارند.
3- بازداری زدایی: نیاز به جستجوی رهایی در فعالیت های اجتماعی بازداری نشده یا توسل به الکل یا بدون آن.
4- ملال پذیری: اجتناب از تجربه تکراری، کادر عادی یا یکنواخت یا اشخاص قابل پیش بینی، و در صورت قرار گرفتن اجباری در معرض چنین تجربه هایی، واکنش عدم رضایت بیقرارانه نشان دادن (شولتز، 1378).

نتیجه گیری:

در بین انسانها از نظر میزان هیجان خواهی تفاوتهای بسیاری وجود دارد. به طوری که مارون زاکرمن نشان می دهد که هیجان خواهی یکی از چند صفت بنیادی تعیین کننده ماهیت انسان است. او با ارائه شاخصهای قانع کننده نشان می دهد که عوامل ارثی در تعیین ویژگی هیجان خواهی نقش مهمی دارند، همانطور که در هوش نقش دارند. بنابراین والدینی که هیجان خواهی دارند به احتمال خیلی زیاد فرزندان هیجان خواه خواهند داشت. هیجان خواهی را به چهار قسمت فرعی تقسیم می کند. هیجان خواهی شدید، تجربه خواهی، عدم بازداری و ملال پذیری.
هیجان خواهی شدید بیشتر از بقیه ویژگی ها خودنمایی می کند و مورد توجه قرار میگیرد.
طبق نظر مارون زاکرمن (1979، 1978) ساختار هیجان خواهی به مقدار انگیختگی که دستگاه عصبی مرکزی شخص (مغز و نخاع شوکی) از تابع بیرونی تحریک نیاز دارد، مربوط است طبق نظر زاکرمن (1979) هیجان خواهی صفتی است که ویژگی آن نیاز به هیجان و تجربه های متنوع، جدید و پیچیده پس اقدام به خطرهای جسمانی و بدنی به خاطر خود این تجربه ها فرد زیاد هیجان خواه، تحریک بیرونی دائمی مغز را ترجیح می دهد. از کارهای عادی خسته می شود و مرتباً در جستجوی راههایی برای افزایش انگیختگی از طریق تجربه های هیجان انگیز است. فرد کم هیجان خواه هجوم مداوم تحریک مغزی کمتری را ترجیح می دهد، و تحریکهای عادی را نسبتاً خوب تحمل می کند (سید محمدی، 1380)
از جمله ویژگی شخصیتی بزهکاران، هیجان خواهی می باشد. تحقیقات در مورد افراد بزهکار و ویژگی شخصیتی هیجان خواهی آنها می تواند در جهت بهبود شرایط برای جلوگیری و کنترل بزهکاری افراد جامعه مؤثر باشد.
راهکارها:
می توان افرادی که هیجان خواه و مخاطره جو هستند را به سوی ورزش های مهیج سوق داد تا از رفتار بزهکارانه آنها جلوگیری شود.
باید تعامل و ارتباط افراد هیجان خواه و مخاطره را با دیگران افزایش داد و وظایفی را بر عهده آنان قرار داد تا احساس مسئولیت کنند(فرازنه غریب،1391 http://forum.p30parsi.com/showthread.php)
منابع و مأخذ:
ـ اتکینسون. ریتال ال و دیگران، (1378)، زمینه روان شناسی هیلگارد، ترجمه ی دکتر محمد نقی براهنی و دیگران، چاپ سیزدهم، تهران: رشد
ـ سید محمدی. یحیی، (1380)، انگیزش و هیجان، تهران: نشر و ویرایش
ـ شولتز. دوان، (1378)، نظریه های شخصیت، ترجمه ی یوسف کریمی و همکاران، چاپ اول، تهران: ارسباران
ـ شولتز. دوان، شولتز. سیدنی الن، (1375)، نظریه های شخصیت، ترجمه ی یحیی سیدمحمدی، چاپ چهارم، تهران: ویرایش
ـ فرجی. ذبیح ا… ، (1371)، انگیزش ، تهران: خردمند
ـ فرجی. ذبیح ا… ، (1375)، انگیزش و هیجان: واکنشهای روان تنی، تهران: میترا
ـ کریمی. یوسف، (1370)، روان شناسی شخصیت، تهران: پیام نور
ـ گنجی. حمزه، (1374)، روان شناسی عمومی، تهران: نشر دانا
ـ گنجی. حمزه، (1376)، بهداشت روانی، تهران: ارسباران
ـ مارشال ریو. جان، (1380)، انگیزش و هیجان، ترجمه ی یحیی سیدمحمدی، چاپ سوم، تهران: ویرایش
ـ محی الدین بنات. مهدی، (1374)، انگیزش و هیجان، تهران: دانا

مقیاس هیجان خواهی ماروین زاکرمن

هریک از موارد زیر دارای دوجواب است ، جواب «الف » و جواب «ب» .لطفاً در پاسخنامه ، پاسخی را مشخص کنید که توصیف کنندة تمایل یا احساس شما باشد.در بعضی موارد ممکن است هر دو پاسخ توصیف کنندة تمایل یا احساس شما باشند.در این صورت پاسخی را انتخاب کنید که تمایل و احساس شما را «بهتر توصیف » می کند.در بعضی موارد ممکن است شما هیچیک از دو پاسخ را دوست نداشته باشید.در این صورت پاسخی را که کمتر از آن بیزار هستید انتخاب کنید.هیچ سؤالی را بی پاسخ نگذارید.مهم این است که شما برای هر سؤال فقط یک پاسخ را «الف » یا «ب » را انتخاب کنید.ما فقط می خواهیم بدانیم که تمایلات و احساسات شما چگونه است .نه آنکه دیگران در بارة این مسائل چگونه احساس می کنند یا چگونه باید احساس کنند.در این تست برخلاف پاره ای از تست ها پاسخ غلط یا صحیح وجود ندارد.لطفاًبا خود صادق باشید و ارزیابی صادقانه ای از خود ارائه دهید.

   1 - الف : دوست دارم در مهمانی ها ی پرسروصدا و بی قید و بند شرکت کنم .

        ب  : من مهمانی های آرام همراه با گفت و شنود خوب را ترجیح می دهم.

  2 -  الف : از دیدن بعضی فیلم ها برای بار دوم و حتی بار سوم لذت می برم .

        ب  : نمی توانم تحمل دیدن فیلمی را داشته باشم که قبلاً دیده ام .

 3  -  الف : دلم می خواست که یک کوهنورد می شدم .

        ب  : من نمی توانم آدم هایی را که زندگی فرد را در کوهنوردی به خطر می اندازند .درک کنم .

         4 -   الف : از هر بوی بدنی بدم می آید.

      ب : بعضی از بوهای طبیعی بدن را دوست دارم .

        5 -    الف : از دیدن مکرر همان قیافه ها خسته و کسل می شوم .

       ب : مصاحبت دوستان دائمی خود را ترجیح می دهم .

         6-  الف :دوست دارم یک شهر غریب یا بخشی از آن را، حتی اگر گم هم بشوم به تنهایی کشف کنم .

     ب : وقتی محلی را خوب نمی شناسم ،ترجیح می دهم یک راهنما داشته باشم.

7 –    الف :من از کسانی که کاری می کنند یا چیزی می گویند که برای دیگران تکان دهنده یا منقلب کننده است بیزارم .

     ب :وقتی شما در مورد یک شخص تقریبا هر چه را که می خواهد بگوید یا انجام دهد پیش بینی می کنید، او حتماً برایتان کسل کننده خواهد بود.

8 الف : معمولاً از فیلم یا نمایشی که بتوانم از پیش پایان آن را حدس بزنم لذت نمی برم .

      ب :می توانم فیلم یا نمایشی را تماشا کنم که پایان آن قابل حدس زدن باشد.

9 الف : من مصرف حشیش را امتحان کرده ام یا مایلم آن را امتحان کنم .

     ب : هرگز تمایلی به امتحان کردن حشیش ندارم.

10 الف : دوست ندارم موادی مصرف کنم که اثرات عجیب و غریب و خطرناک در من داشته باشند.

        ب : دوست دارم بعضی از مواد توهم زا  را امتحان کنم .

11 الف : آدم آگاه از انجام کارهای خطرناک پرهیز می کند.

       ب : گاهی دوست دارم کارهایی انجام دهم که اندکی هراسناک باشند.

 

12 الف : من از رقصیدن بیزارم

        ب : از همجواری با افرادی که  واقعاً خوب می رقصند لذت می برم .

13 الف : احساس می کنم که مواد محرک مرا ناراحت می کند.

         ب : غالباً دوست دارم ( با استفاده از مواد محرک) خود را سرحال بیاورم .

14 الف : دوست دارم غذاهای جدیدی را که هرگز قبلاً نخورده ام ،امتحان کنم .

        ب : من غذاهایی را که می شناسم دستورمی دهم ،تا از ناراحتی و نارضایی اجتناب کنم .

 15 الف : من از نگاه کردن فیلمهای خانوادگی و اسلایدهای سفر لذت می برم.

         ب : نگاه کردن فیلمهای خانوادگی و اسلایدهای سفر مرا شدیداً کسل می کند.

16 الف : دوست دارم به ورزش اسکی روی آب بپردازم.

       ب : دوست ندارم به اسکی روی آب بپردازم .

17 الف :دوست دارم با تخته روی امواج بازی کنم .

         ب : دوست ندارم با تخته روی امواج بازی کنم.

18- الف : دوست دارم به سفرهایی بروم که برنامه ریزی قبلی ، تعیین مسیر و زمان بندی مشخص برای آنها نکرده ام .

        ب :مایلم وقتی به سفر می روم  مسیر و زمان بندی آن کاملاً مشخص باشد.

19 الف : من ترجیح می دهم دوستانم افرادی «خاکی » و معمولی باشند.

         ب :دلم می خواهد دوستانم را از بین هنر پیشه ها یا هیپی ها انتخاب کنم .

 20 الف :دوست ندارم خلبانی یاد بگیرم .

          ب :دوست دارم خلبانی یاد بگیرم .

21 الف : من سطح آب را به اعماق آن ترجیح می دهم .

         ب :دوست دارم درع عمق آب به غواصی بپردازم .

22 الف : دوست دارم بعضی اشخاص همجنس خواه (مرد یا زن ) را ملاقات کنم.

          ب :من از آدم های «غیرعادی »دوری می کنم.

23 الف :دوست دارم فرود آمدن با چتر نجات را امتحان کنم.

         ب :هرگز دوست ندارم با چتر نجات یا بدون چتر نجات از هواپیما بیرون بپرم.

24 الف :دوستانی را که رفتار مهیج غیرقابل پیش بینی دارند ترجیح می دهم .

         ب :دوستانی را می پسندم که رفتارشان ثابت و قابل پیش بینی است.

25 الف :من تجربه را به خاطر تجربه دوست ندارم .

         ب : دوست دارم تجربه ها و حالات جدید و مهیجی را برای خود به وجود آورم حتی اگر اندکی ترسناک ، غیرمعمول و غیرقانونی باشند.

26 الف :جلوة یک اثر خوب هنری در روشنی ، قرینه سازی اشکال و توازن رنگهاست .

         ب : غالبا در آمیختگی رنگها و بی نظمی اشکال نقاشی های جدید را زیبا می یابم .

27 الف : از اینکه وقتم را در محیط مأنوس خانه بگذارنم ،لذت برم .

          ب :  اگرمجبور باشم برای مدتی طولانی درخانه بمانم ،لذت کلافه می شوم.

28 الف : دوست دارم از ارتفاع زیاد در استخر شیرجه بروم .

         ب :من این احساس در بلندی قرار گرفتن را دوست ندارم.

29 -  الف : دوست دارم افرادی از جنس مخالف را که از نظر بدنی مهیج اند ،ملاقات کنم .

          ب :دوست دارم افرادی از جنس مخالف را که در ارزشهای من سهیم باشند،ملاقات کنم .

30- الف : معمولا سرمستی در یک مهمانی موجب بهم خوردن مهمانی می شود زیرا بعضی مردم جنجالی و خشن می شوند.

          ب :راز یک مهمانی خوش آیند ،خود را سرمست کردن است .

 31 الف :بزرگترین خطای اجتماعی خشن بودن است .

          ب :بزرگترین خطای اجتماعی ملالت آور بودن است .

 32 الف :شخص باید قبل از ازدواج تجارب جنسی قابل ملاحظه ای داشته باشد.

           ب : درصورتی که دو نفر تمایل به ازدواج داشته باشند بهتر است با یکدیگر تجربیات جنسی داشته باشند.

 33 الف :حتی اگر پول هم داشته باشم ،مایل نیستم در جمع افرادی باشم که دائما با هواپیمای جت پرواز می کنند.

           ب :می توانم از سفر دور دنیا با هواپیمای جت عمیقا لذت ببرم .

 34 الف : اشخاصی را دوست دارم که همیشه تند و تیزند حتی اگر گاهی به دیگران اهانت کنند

            ب :از اشخاصی که تفریح آنان جریحه دار کردن احساسات دیگران است ، بیزارم .

 35 الف :روی هم رفته در فیلمها، صحنه های جنسی زیاد است .

            ب :از تماشای صحنه های جنسی در فیلمها لذت می برم .

 36 الف :بعد از یکی دوجرعه بهترین حالت را در خود حس می کنم .

            ب :کسانی که با مشروب شنگول می شوند اشکالی درکارشان وجود دارد.

 37 الف :لباس انسان باید بیشتر مطابق معیارهای قابل قبول جامعه باشد تا میل و سلیقه خود او.

           ب :مردم باید به روشهای دلخواهشان لباس بپوشند حتی اگر این کار دارای اثرات عجیب و غربیب باشد.

 38 الف :قایق رانی در یک مسیر طولانی با قایق کوچک متهورانه است .

              ب :دوست دارم یک مسیر طولانی را با قایق کوچک در دریا طی کنم .

 39 الف :هیچ حوصله و تحمل مهمانی های بی مزه و کسل کننده را ندارم .

              ب :اگر از یک کوه بسیار مرتفع با اسکی بسرعت فرود آیم برایم مهیج و لدت بخش می باشد.

 40-الف: اسکی سرعت در پیستهای پرشیب کاری خطرناک است

        ب:اگر از یک کوه بسیار مرتفع با اسکی به سرعت فرود آیم  برایم مهیج و لذت بخش می باشد.

  کلید مقیاس 40 سؤالی هیجان خواهی ماروین زاکرمن (فرم 5 )

جواب

گزینه

جواب

گزینه

جواب

گزینه

جواب

گزینه

ب

31

ب

21

ب

11

الف

1

الف

32

الف

22

ب

12

ب

2

ب

33

الف

23

ب

13

الف

3

الف

34

الف

24

الف

14

ب

4

ب

35

ب

25

ب

15

الف

5

الف

36

ب

26

الف

16

الف

6

ب

37

ب

27

الف

17

ب

7

ب

38

الف

28

الف

18

الف

8

الف

39

ب

29

ب

19

الف

9

ب

40

ب

30

ب

20

ب

10

 چهار مؤلفة مقیاس هیجان خواهی ماروین زاکرمن

تجربه طلبی

ES

ماجراجوئی

TAS

ملال پذیری

BS

گریزاز بازداری

DIS

4

3

2

1

6

11

5

12

9

16

7

13

10

17

8

25

14

20

15

29

18

21

24

30

19

23

27

32

22

28

31

33

26

38

34

35

37

40

39

36

جهت آگاهی از هنجار یابی  این آزمون ،به هنجاریابی آزمون هوش ذاکرمن ,آزیتا حسینی و علیرضا جعفری - دانشگاه آزاد اسلامی ابهر مراجعه کنید

نویسنده: غلامحیدر نیکخو - ۱۳٩۳/۱٢/۱

آزمونهای
روانی(غلامحیدر نیکخو)

مقیاس خود آشکار سازی 47 ماده



چقدر قاطع هستید .

پرسش نامه زیر برای جمع آوری
اطلاعات راجع به شیوه ای که شما خود را ابراز می کنید ، طراحی شده است . لطفا با
انتخاب یک عدد از مقیاس زیر به هر سوال پاسخ دهید . پاسخ شما باید مشخص کند که به
طور کلی در موقعیت های مختلف ، چگونه خود را نشان می دهید . اگر یک موقعیت خاص درمورد
شما صدق نمی کند ، فکر کنید اگر در آن موقعیت قرار بگیرید ؛ چه واکنشی نشان خواهد
داد . وقت زیادی را صرف یک سوال نکنید . اولین پاسخی که به نظرتان می رسد ، احتمالا
دقیق ترین پاسخ خواهد بود
.

4= هرگز 3= به ندرت 2= گاهی اوقات
1=معمولا 0= همیشه یا تقریبا همیشه

نگاه کنید به : ژندا ، لوئیس . آزمون های شخصیت . ترجمه بشارت و حبیب نژاد . انتشارات آییژ ،بهار 1388

مقیاس:

  اگر در صف ایستاده باشید و کسی از بیرون بیاید و جلوی شما بایستد، به او اعتراض
می کنید ؟


 آیا برایتان دشوار است که از یک دوست بخواهید برای شما کاری
انجام دهد؟


  اگر رئیس یا ناظر شما درخواستی بکند
که به نظر شما غیر
منطقی باشد ، آیا "نه گفتن
" برایتان سخت است ؟


  آیا نسبت به صحبت با یک غیر هم
جنس جذاب که در عین حال وی را می شناسید ، بی میل هستید ؟


  آیا برای شما
دشوار است که تقاضاهای غیر منطقی
والدین خود را رد کنید ؟


  آیا برای شما
دشوار است که با رئیس یا ناظر خود
سلام و تعارف کنید؟


  آیا اگر لازم باشد ، احساسات
منفی خود را نسبت به دیگران ابراز می کنید ؟


   آیا
در بحث کردن با
افرادی که آنها را خوب نمی شناسید، به
صورت داوطلبانه نظرات و اطلاعات خود را مطرح
می کنید ؟


  در یک اجتماع بزرگ ، اگر فرد سرشناسی
که شما احترام زیادی برای او
قائلید حضور داشته باشد، آیا سعی می
کنید خود را به او معرفی کنید ؟


  چند
وقت یک بار احساس عصبانیت بجای خود را
به والدین خود ابراز می کنید ؟


  اگر
دوستی داشته باشید که مورد تایید
والدین شما نباشد ، آیا سعی می کنید به آنها کمک
کنید به آنها کمک کنید که یکدیگر را
بیشتر بشناسند ؟


  اگر در حال تماشای یک برنامه تلویزیونی بسیار جذاب باشید و یکی از بستگان نزدیک برایتان ایجاد مزاحمت کند ،
آیا از او می خواهید که ساکت باشد ؟


  آیا در تصمیم گیری برای چگونگی صرف اوقات
فراغت خود با دوستان ، شما نسز تاثیر گذار هستید ؟


 اگر از دست همسر ،
نامزد یا دوست خود عصبانی باشید ، ایا
برایتان دشوار است که این را به او بگویید ؟


  اگر دوستی که قول داده بود شما را به
یک قرار مهم برساند ، یک ربع قبل لز
آن تصمیم بگیرد و بگوید که نمی تواند
این کار را انجام بدهد ، ایا احساس ناراحتی
خود را به او نشان می دهید ؟

  اگر صف خرید فروشگاه شلوغ باشد و شما
عجله داشته باشید ، آیا از کسی می خواهید
که یکی دو قلم جنس را پیش از او حساب کنید ؟


  آیا برای شما دشوار است که تقاضای
دیگران را رد کنید ؟


  اگر رئیس یا
ناظر شما عقایدی داشته باشد که شما به
شدت با ان مخالف باشید ، آیا به خود اجازه می
دهید که نظر خود را ابراز نمایید ؟

  اگر دوست نزدیکی داشته باشید که همسر
یا نامزد شما از او خوشش نیاید و دائما
از او انتقاد کند ، ایا به وی می گویید که با
نظرش مخالف هستید و نکات مثبت دوستتان
را برایش مطرح می کنید ؟


  آیا برای
شما دشوار است که از دیگران درخواست
هایی بکنید ؟


  اگر دریک رستوران خوب ، غذایی
که مورد علاقه شما نیست برایتان بیاورند ، آیا به پیشخدمت تذکر می دهید ؟

  آیا خیلی عذر خواهی می کنید ؟

  آیا برای شما دشوار است که در صورت لزوم
از والدین خود درخواستی بکنید ؟


  ایا تاکید می کنید که دیگران هم وظایف مربوط
به خودشان را به درستی انجام دهند ؟


  آیا "نه" گفتن به فروشندگان برایتان
مشکل است ؟


 آیا از این که در جمع دوستان در مورد یک بحث بی پرده صحبت
کنید ، طفره می روید ؟


 آیا عصبانیت یا ناراحتی خود را در صورت منطقی
بودن ، به رئیس یا ناظر خود نشان می
دهید ؟

  آیا دیگران را تحسین و تمجید می کنید
؟

  ایا برای شما دشوار است که از یک دوست
نزدیک درخواستی بکنید که
اندکی باعث زحمت وی شود ؟

 اگر یکی از بستگان نزدیک از شما درخواستی بکند که به
نظرتان غیر منطقی بیاید ، ایا در "نه گفتن" با مشکل مواجه می شوید ؟

  اگر
رئیس یا ناظر شما چیزی بگوید که به
نظر شما نادرست باشد ، آیا آشکارا چون و چرا می
کنید ؟


  اگر احساس کنید که دارید به یک دوست
علاقمند می شوید ، آیا ابراز
این احساسات به او برایتان مشکل است ؟

  آیا برای شما دشوار است که کالایی را که
خریداری نموده اید و از آن راضی نیستید ، پس بدهید؟


  اگر مافوق شما وسط یک
مکالمه مهم صحبت شما را قطع کند ، ایا از او می خواهید که تا پایان مکالمه صبر کند
؟

  اگر فردی از جنس مخالف که شما تمایل
به ملاقات او داشته اسد ، در یک
مجلس به شما توجه نشان دهد ، آیا شما
سر صحبت را باز خواهید کرد؟


  اگر یکی
از دوستان به طور غیر منصفانه ای شما
را مورد انتقاد قرار دهد ، ایا رنجش خود را به
او ابراز می کنید ؟

 اگر والدین شما بخواهند که در آخر هفته به آنها سر بزنید
و شما برنامه مهمی داشته باشید ، ایا برنامه خود را تغییر می دهید ؟

  آیا از سخن گفتن بی پرده در مباحث و
مجادلات طفره می روید ؟


 - اگر
دوستی پنج
هزار تومان از شما قرض بگیرد و بعد آن
را فراموش کند ، آیا یادآوری این مساله برای
شما دشوار است ؟


  اگر رئیس یا ناظر شما تا حدی با شما
شوخی کند که دیگر
برایتان خوشایند نباشد ، آیا در ابراز
احساس نا خرسندی خود با مشکل مواجه می شوید؟


  اگر همسر ، نامزد یا دوستتتان واقعا
غیر منصفانه رفتار کند ، ایا برای شما
دشوار است که دراین باره به او چیزی
بگویید ؟

 وقتی فروشنده معطل کند و شما
عجله داشته باشید ، آیا به او تذکر می
دهید ؟

  اگر در یک آپارتمان زندگی کنید
و صاحب خانه علی رغم تذکر شما ، از تعمیرات خانه امتناع ورزد ، آیا پافشاری خواهید
کرد ؟

  آیا برای شما دشوار است که از رئیس یا
ناظر خود بخواهید که
اجازه بدهد کمی زودتر از سرکار
برگردید؟

  آیا در ابراز احساسات عواطف به صورت
کلامی نسبت به همسر ، نامزد یا دوست خود مشکل دارید ؟


  آیا عقاید و
نظرات خود را راحت برای دیگران بیان
می کنید ؟


  اگر دوستی از شما تقاضایی بکند
که به نظرتان غیر منطقی باشد ، قادر هستید که درخواست او را رد کنید ؟ 



نویسنده: غلامحیدر نیکخو - ۱۳٩۳/۱٢/۱

آزمونهای روانی(غلامحیدر نیکخو)

شخصیت شناسی با استفاده از اشکال هندسی  (یک کارپیشنهادی نیزامند بررسی علمی)

 

ابتدا یکی از اشکال بالا رو انتخاب کنید سپس به مطالعه مطالب پایین بپردازید
این تست برای ارزیابی افراد نسبت به موقعیت شغلی شان کاربرد دارد ویا به منظور پی بردن به این نکته که افراد مختلف تا چه حدی می توانند با هم کار کنند مثلا اگر شما به شدت علاقه مندید که یک کار خاص و اصولی را انجام دهید فردی که مربع را انتخاب می کنید می تواند همکار توانای شمادر انجام امور تجاری و کاری باشد.همچنین اینگونه افراد برای کار در دوایر حسابرسی هم کاملا مناسبند چون کارهای این افراد با اصول و برنامه ریزی خاصی پیش میرود و به نظر من برای انتخاب منشی بهترین گزینه می باشد چون با خصوصیات خود نظم خوبی به دفتر شما می بخشد پس در فرمهای استخدامی خود این تست را جای دهید.و یا افرادی که مثلث را انتخاب می کنند افراد مناسبی در پیش بردن یک هدف و یا پروژه ای مهم می باشند.
خصوصیات اشکال:
مربع:
چنین افرادی بسیار منظم و مرتب هستند و به کارهای گروهی علاقه دارند. برای شروع هر کاری تمام جوانب آن را در نظر گرفته و بعد با برنامه ریزی دقیق به آن کار خواهند پرداخت.به ندرت در این افراد خلاقیت دیده می شود و همیشه سعی می کنند در مسیری مشخص گام بردارند و کمتر از این راه دور می شوند.
مستطیل:
اصول گرایی مشخصه بارز این افراد است.آنها نیز نظم و ترتیب را دوست دارند ولی آنرا بیشتر از طریق سازماندهی دقیق انجام می دهند.این امر باعث می شود که راه های مناسبی را انتخاب و همه مقررات و قوانین را بررسی کنند.اگر وظیفه ای به این افراد محول کنید ابتدا آنرا به خوبی سازماندهی می کنند تا اطمینان یابند آنها بطور اصولی انجام خواهد شد.
مثلث:
اشخاصی که شکل مثلث انتخاب آنهاست هدف گرا هستند.آنها از برنامه ریزی قبل از انجام کارها لذت می برند و به طرح موضوعات و برنامه های بزرگ و بلند مدت تمایل نشان می دهند،اما ممکن است جزئیات را فراموش کنند.اگر کاری را به عهده آنها بگذارید ابتدا هدفی را برای آن تعیین و سپس با برنامه ریزی کار را آغاز می کنند.
دایره:
چنین افرادی اجتماعی و خوش صحبت هستند.هیچ لحن خشنی ندارند و امور را به وسیله صحبت کردن تحت کنترل خود در می آورند.ارتباطات اولین اولویت آنها در زندگی است.مطمئن باشید اگر وظیفه ای به آنها محول شود آن قدر درباره آن صحبت می کنند تا هماهنگی لازم ایجاد شود.
منحنی:
خلاقیت در این افراد موج می زند و اغلب اوقات کارهی جدید و متفاوت ارائه می دهند.نظم و ترتیب برایشان کسالت آور است و اگر تکلیف را برای آنها در نظر بگیرید،ایده های خوب و مشخصی را برای آن ارائه مدهند اما زیاد انتظار نداشته باشید کارها با نظم و طبق هدف مشخص شده پیش برود.
نتیجه گیری:
بطور کلی افرادی که سه شکل اول یعنی مربع،مستطیل،مثلث را انتخاب می کنند در جهت مسیر ویژه در حرکتند و کارها را بطور منطقی و اصولی پیش می برند ولی ممکن است خلاقیت کمی داشته باشند (ممکن است یعنی در موارد زیادی افراد خلاقی هم می توانند باشند).اما گزینشهای دایره و منحنی نشان دهنده خلاقیت و برون گرایی است.چنین افرادی به موقعیت های جدید و سایر افراد دسترسی پیدا می کنند ولی چندان اصول گرا و قابل اطمینان نیستند.
اما چه ربطی با فنگ شویی می تونه داشته باشه؟
میدانیم که در فنگ شویی به پنج عنصر در طبیعت پرداخته که اساس زندگی بشر می باشند که عبارتند از:
آب :: چوب :: آتش :: خاک :: فلز
هر کدام از این عناصر طبیعی شکل و رنگ خاص خود را داشته که با حالت طبیعی آن در طبیعت رابطه ای مستقیم دارد مثل:
آبی بودن عنصر آب همراه با شکلی منحنی مثل یک رودخانه و یا موجهای زیبای آب که حرکتهای موجی دارند
سبز بودن عنصر چوب همراه با شکلی بلند و کشیده مثل یک تنه درخت بزرگ و یا یک شاخه بلند گندم که مثل مستطیلی بلند و کشیده است.
قرمز بودن عنصر آتش همراه با شکلی مثلثی مثل آتشی شعله ور که در یک نقطه به هم رسیده و شکلی مثل هرم و یا مثلث را دارد.
زرد بودن عنصر خاک همراه با شکل دایره و گرد مثل زمین که هستی و سرشت همه ما انسانها از آن است.
خاکستری و نقرهای بودن عنصر فلز همراه با شکلی مربعی که برای ما یاد آور ورقهای بزرگ فولادی و منابع فلزات در سطح زمین است.
به راحتی متوجه می شوید هر یک از گزینه های تست ما مربوط به یکی از عناصر پنج گانه فنگ شویی شده که به نظر می رسد با خصوصیات ظاهری و باطنی هر عنصر نیز مربوط است( نگاه کنید به روان شناسی رنگها و تاریخچه نظریه های شخصیت تیپ شناسی یا صفات ) پس این تست یک تست خود شناسی و مردم شناسی است ، که نیازمند شناخت میزان اعتبار آن است، امید است دانشجویان و محققان عزیز در هنجار سازی و تهیه روایی و اعتبار آن قدم های علمی را بردارند.

نویسنده: غلامحیدر نیکخو - ۱۳٩۳/۱٢/۱

آزمونهای روانی(غلامحیدر نیکخو)

عزت نفس رونبرگ

هریک از عبارتهای زیرا به دقت بخوانید،به عبارتی که در مورد
  شما صدق می کند پاسخ «موافق» و به هرعبارتی که در مورد شما صدق نمی کند،پاسخ
  «مخالف» بدهید:

آیتم

موافق

مخالف

نظر:

1-احساس می
  کنم انسان باارزشی هستم،حداقل مساوی با دیگران.

 

 

 

2-احساس می
  کنم چند ویژگی خوب دارم.

 

 

3-می توانم
  به خوبی اکثر مردم کارها را انجام دهم.

 

 

4-نسبت به
  خود نگرش مثبت دارم.

 

 

5-به
  طورکلی،از خودم راضی هستم.

 

 

-----------------

 

 

6-احساس می
  کنم چیز زیادی ندارم که به آنها افتخار کنم.

 

 

7-با درنظر
  گرفتن همه چیز ،معمولاً فکر می کنم شکست خورده ام.

 

 

8-ای کاش
  می توانستم احترام بیشتری به خودم قایل می شدم.

 

 

9- گاهی
  احساس می کنم بی فاید هستم.

 

 

10- گاهی
  فکر می کنم اصلاً نمی توانم کاری انجام دهم.

 

 

جمع امتیاز:

 

 

نمره نهایی:

 

غلامحیدر نیکخو
دانش آموخته -دکتری روان شناسی از دانشگاه سراسری تبریز. مدرس دانشگاه، محقق و پژوهشگر، ارائه مشاوره تحقیقی وآماری ,مشاوره روانشناسی تجزیه تحلیل داده با نرم افزارهای معتبر آماری
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :